مجسمه فردوسی در رُم - شاهکاری از استاد صدیقی (میکل آنژ شرق)

برگرفته از تارنگار امیر پرس

این مجسمه زیبا که عکس آن را در زیر مشاهده میکنید، از آثار استاد ابوالحسن صدیقی است که آثار درخشان دیگری از جمله مجسمه فردوسی در میدان فردوسی و مجسمه خیام در پارک لاله تهران و مجسمه نادرشاه افشار در مشهد را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده است. مجسمه مذکور در پارک ویلا بورگزه (Villa borghese) در شهر رم ایتالیا قرار دارد.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٩


رهنمود به دو اثر فرهنگی - هنری و پژوهشی- فرهنگی- تاریخی

آنچه در پی ِ یادداشت ِ امروز می آید، رهنمودهای دوگانه ای است به دو اثر، یکی فرهنگی - هنری و دیگری پژوهشی - فرهنگی - تاریخی که هردو در فراسوی ِ مرزهای جغرافیای و سیاسی ی ایران و در گستره ی بی مرز ِ فرهنگی ی ِ جهان شمول ِ آن پدیدآورده شده و نمونه های والایی از رویکرد ِ دل آگاهان و روشنگران ِ فرهیخته ی ایرانی (در هر جا که باشند) به ارزشهای ِ پایدار فرهنگ و هنر ِ ایرانی در جهان پرآشوب و مغشوش کنونی است. بر همه ی ایرانیان است که هنرمندان و اندیشه ورزان ِ عرضه دارنده ی این گونه اثرها را نیک بشناسند و ارج بگزارند و به دیگران بشناسانند و در همین راه فرخنده ی ایران شناسی و ایران دوستی گام بزنند. چُنین باد!

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱۸


هفت ویژگی فردوسی

بر گرفته از مقاله ی محمد امین ریاحی(تارنمای شاهنامه)

یک: هیچ شاعری به اندازه ی فردوسی در سرنوشت ملت و کشور خویش تاثیر پایدار بر جای ننهاده است

دو: فردوسی یگانه شاعری است که پس از هزارسال شهرت خود را حفظ کرده است

سه: فردوسی یگانه شاعر جهان است که هر چند سال ترجمه اثرش به زبانهای زنده دنیا تجدید چاپ میشود

چهار: در میان تمام شاعران جهان هیچیک را نمیبابیم که همه عمر خود را از جوانی تا پیری صرف آفرینش تنها یک کتاب با آرمان انسانیت کرده باشد

پنج: فردوسی وقتی اثر خود را پی افکند که ایران اسیر استیلای بیگانه بود و زبان رسمی محافل بالای اجتماع و مکاتبات دیوانی و تالیفات علمی به زبان بیگانه بود

شش: زبان فارسی امروز با تحولات طبیعی هزارساله، هنوز دنباله زبان فردوسی است

هفت: شاهنامه یگانه کتاب باستانی است که هنوز هم ایرانیان درس نخوانده آن را با رغبت می فهمند، در حالیکه متنهای دو قرن بعد از شاهنامه را درس خوانده های دانشکده های ادبیات هم به آسانی نمی فهمند


  
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧


حکیم ابوالقاسم فردوسى توسى( ﻓﺭﻫﻨﮒ دهخدا)

برگرفته از تارنمای شاهنامه

فردوسى. حکیم ابوالقاسم فردوسى طوسى، بزرگترین حماسه‌سراى تاریخ ایران و یکى از برجسته‌ترین شاعران جهان شمرده میشود. در تذکره‌ها و تواریخى که تا اواخر قرن سیزدهم هجرى تألیف شده است مطالب قابل‌توجهى که ما را از نظر تحقیق در زندگانى وى قانع سازد بسیار کم است. ناچار بیشتر باید به نوشته‌هاى دانشمندان قرن اخیر توجه کرد که با دقت در متن شاهنامه براى نظریات خود دلائل مؤثرى آورده‌اند.
زادگاه او: مولد این شاعر بزرگ دهکدهء «باژ» یا «باز» از طابران طوس است. دولتشاه سمرقندى او را از مردم دهکدهء «رزان» دانسته است اما گمان میرود که اشتباه او ناشى از عبارت نظامى عروضى در چهارمقاله باشد که نویسد هنگامى که هدیهء سلطان محمود به طوس رسید «جنازهء فردوسى را به دروازهء رزان بیرون همى بردند».

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧


خرد در شاهنامه

برگرفته از تارنماي فردوسي

سیده بودید منظور از خداوند در بیت : بنام خداوند جان وخرد ـ کزین بر تر اندیشه بر نگذرد چیست ؟ آیا منظور از خداوند افریننده یا افریدگار است یا کسی که دارنده جان وخرد است ؟ یعنی آدمی . برای درک منظور شاعر به نگاه بنده باید به چند نکته توجه کرد
فهم متن, دریافت معنا از خلال نشانه هائی است که که گوینده از آن طریق، مطالب مورد نظر خویش را با خواننده در میان مینهد اگر بپذیریم که این روح انسان است که در درازنای تاریخ از میان افریده های خویش از اثار هنری , ادبی , فلسفی تا معماری و نظامهای سیاسی واقتصادی با ما به سخن مینشیند , آنگاه اهمیت بنیادین نشانه ها وعلامات از لال بازیهای کودکان گرفته تا بکاربرد صنایع پیچیده لفظی ونمادی در متون ادبی و دینی و غیره برای راه یابی به معنای متن دو چندان میگردد. عمل تفهم مستلزم توجه به چگونگی گفتار یعنی نظام گفتاری و نوع به زبان اوردن و سپس چه گوئی گفتار یعنی مطلب و معنائی را که گوینده قصد انتقال دادن آنرا دارد , است.در اینجا باید بویژه شرایط فرهنگی , تاریخی , روحی , دینی و غیره را که نظام گفتاری از آن مشروب میگردددر نظر داشت و از طریق آن فاصله تفسیر گر را با متنی که پیش روی اوست , کاهش داد. مطلب مهم دیگر در دریافت معنای متن، ارتباط چرخه ای جزء با کل یا فهم معنا بصورت مُستَدیر است ..اکنون با توجه به این مقدمه کوتاه و ناقص به پرسش مورد نظر شما میپردازم.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧


ترجمه ی تازه ای از شاهنامه ی فردوسی: بررسی و نقد

برگرفته از تارنگار ایران شناخت(دکتر جلیل دوستخواه)

شاهنامه ی فردوسی، حماسه ی بزرگ ملّی ی ایرانیان، از همان آغاز سرایش و نشر آن در بیش از یک هزاره پیش از این، نه تنها با رویکرد و پذیره ی پرشور ِ همه ی ایرانیان رو به رو گردید، بلکه در میان جُز ایرانیان نیز پایگاه والایی یافت و به زودی ترجمه هایی از گزیده هایی از آن، آغاز شد. کهن ترین ترجمه از این شاهکار بزرگ اندیشه و خِرَد و فرهنگ، ترجمه ی خلاصه ای از آن به زبان عربی، زبان فراگیر و جهان شمول ِ نخستین سده های پس از اسلام است که فتح پسر علی بُنداری ِ اصفهانی در آغاز سده ی هفتم هجری انجام داد و از آن جا که از روی کهن ترین نگاشت ِ شاهنامه ترجمه شده، تا به امروز یکی از پشتوانه های مهمّ ویرایش ِ متن این اثر به شمار می آید (نگا. پیشگفتار دکتر جلال خالقی مطلق بر دفتر یکم شاهنامه با ویرایش خود او). امّا بیشتر ترجمه های شاهنامه به زبانهای غربی و برخی از زبانهای شرقی مانند چینی و ژاپنی در یکی دو سده ی اخیر انجام پذیرفته است (نگا. ایرج افشار، کتابشناسی ِ فردوسی، بخش ترجمه ها).

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧


جُستارهایی دیگر در حماسه ی ِ ملّی ی ِ ایران: "از ایران چه می دانم؟"/ د

برگرفته از تارنگار ایران شناخت(دکتر جلیل دوستخواه)

دفتر ِ پژوهشهای فرهنگی در تهران، از سالها پیش از این، در کنار ِ کوششها و کُنشهای گوناگونش در زمینه ی نشر ِ اثرهای ارزنده و سودمند ِ ادبی و فرهنگی، مجموعه ای با عنوان کلّی و مشترک ِ از ایران چه می دانم؟ را تدارک دیده است و در فرآیند ِ چاپخش دارد. بخشهای این مجموعه، هریک دفتری است دارای عنوان و زمینه و درونمایه ی جداگانه با بُرش ِ رُقعی (چهارده و نیم در بیست سانتیمتر) و فراگیر هشتاد تا یکصد و بیست صفحه با جلد ِ نرم
.
* * *
آماج ِ دفتر ِ پژوهشهای فرهنگی در نشر ِ این مجموعه، به دست دادن زنجیره کتابهایی کم گنجایش، امّا برخوردار از همه ی سنجه های پژوهشی و بهره مند از بیشترین پشتوانه ها و خاستگاه ها در هر زمینه و در همان حال، با زبان و بیانی به نسبت ساده و دریافتنی برای ناویژه کاران و خوانندگان ِ بیرون از حوزه های تخصّصی و به ویژه جوانان و – در یک سخن – عموم ایرانیان دوستدار دست یابی به آگاهیهای بایسته در کار شناخت ِ جنبه های گوناگون ِ تاریخ، جغرافیا، ادب، هنر، فرهنگ توده و جر آن است.
تنها مروری کوتاه در عنوانهای گوناگون ِ بیش از ۶٠ دفتر از این مجموعه که تا کنون نشریافته است، می تواند ارزندگی و بایستگی ی دست اندرکاران نشر این مجموعه را آشکارگرداند. در این زمینه، گفتاری نوشته و به ارزیابی ی گسترده تری از این کوشش ملّی و فرهنگی پرداخته ام که در جایی در فرایند ِ چاپ است و اکنون آن را در این جا بازنمی آورم و به همین اشاره ی کوتاه بسنده می کنم.
به تازگی دفترهای ۵٨ و ۶١ این مجموعه – که از پژوهشهای نگارنده ی این سطرها و ویژه ی بررسی و شناخت ِ حماسه ی ملّی ی ِ ایران است، در تهران نشریافت. عنوان های ویژه ی این دو دفتر، به ترتیب عبارت است از:
فرایند ِ تکوین ِ حماسهء ایران پیش از روزگار ِ فردوسی
شناخت نامهء فردوسی و شاهنامه

آشکارست که فراهم آوردن و گنجانیدن همه ی بایسته ها و گفتنی های وابسته به این درونمایه ها در دفترهایی چنین کم گنجایش، کاری آسان نیست و همان حُکم ِ "گنجانیدن بحر در کوزه ای" را دارد که مولوی بدان مثل می زند. با این حال، پژوهنده همه ی ِ توش و توان ِ خود را به کارگرفته تا خویشکاری ی خود را در این راستا به درستی بورزد و در برابر ِ تاریخ و فرهنگ میهن و هم میهنان ارجمندش سرافراز بماند. چُنین باد! ج. د.*
------------------------------
* نشانی ی تماس با دفتر پژوهشهای فرهنگی در تهران، چُنین است:

  
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧


برابری ِ زن و مرد در فرهنگ ایران باستان

 

در ایران باستان به ویژه در زمان هخامنشیان زن و مرد از هر حیث با هم برابر بودند و تبعیض و نابرابرى در میان نبود. همان طور که مى دانیم هخامنشیان زرتشتى بودند بنابراین برابرى بین زن و مرد را در این زمان باید در قانون های دین زرتشت جست وجو کرد. گاتها که گفته هاى زرتشت است به بسیارى از موازین حقوق بشر اشاره کرده است از آن جمله مى توان از برابرى زن و مرد و برابرى همه انسان ها صرف نظر از نژاد و رنگ و زبان و ملیّت و غیره نام برد

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


چهره و شخصیت زنان جنگآور در حماسه های ملی 5

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران 
نوشته: دکتر شهین سراج   

Image 

چهارمین جنگآور: گردیه


         گردیه نیزبه خاطررای و حکمت وجنگ آوری و نقش حماسی تاریخی خود از زنان جنگآور و مطرح در حماسه ی ملی ما بشمار میآید. روایت او، پیش از راه یافتن به حماسه ی منظوم، به نثر در قصه ی بهرام چوبین آمده است. این قصه، ازجمله روایات دوران ساسانیان بوده و به شهادت ابن الندیم در الفهرست، توسط جبله بن السالم بن عبدالعزیز(کاتب هشام بن عبدالملک متوفی به سال 125) به عربی نیز ترجمه شده بود.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


چهره و شخصیت زنان جنگآور در حماسه های ملی 4

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: دکتر شهین سراج   

Image

سومین چهره، بانو گشسب نام و یا بهتر است گفته شود «لقب» و ـ برنام ـ دارد.
این لقب از سه واژه ی بانو Banuk, banoy به مفهوم پاینده نگاهدارنده وگشنGoshan به مفهوم بسیار شاخ و جهنده و اسپ تشکیل یافته که در مجموع، مفهوم زن دارنده ی اسب جهنده را داراست.
  این چهره نیز، به خاطر جنگاوری ستیزه جوئی، شجاعت روحیه ی مبارزه جوئی و القای ارزشهای پهلوانی و هچنین تداوم حماسه ی ملی ازچهره های عمده ی زنان جنگآور می باشد و مشخصات او چنان که خواهیم دید تا حد زیادی با تیپ یا سرنمون زن جنگاور همخوانی دارد.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


چهره و شخصیت زنان جنگآور در حماسه های ملی 3

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: دکتر شهین سراج   

Image 

دومین جنگآور: همای دل افروز

 دومین چهره ای که ازمیان زنان جنگآور برای این گفتاربرگزیده ام، همای دل افروز نام دارد. وی، هم به خاطر دلاوری وستیزه جوئی و هم حکمت و کاردانی از چهره های مهم زنان جنگآور ادبیات حماسی مابه شمارمی آید. داستان این دلاور، در کتاب مجمل التواریخ و القصص(10)، یکی از نسخه ها ی داراب نامه(11) و همچنین چهار بخش از منظومه ی بهمن نامه آمده است (12)

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


چهره و شخصیت زنان جنگآور در حماسه های ملی 2

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: دکتر شهین سراج   

Image

سخنرانی دکتر شهین سراج در باره ی چهره و شخصیت زنان ِ جنگ آور در داستان های پهلوانی و یا حماسه های ملی، در کشور سویس، یکی از شنیدنی و خواندنی ترین گفتارها و نوشتار هایی می باشد که در باره ی نقش زنان در شاهنامه ی فردوسی دیده و شنیده شده است.

این گفتارها در جند بخش و شماره در دسترس دوستداران فر و فرهنگ پشته ی ایران گذاشته می شود.

بخش دو:  نخستین جنگآور: گرد آفرید

  زنـانـشـان چـنـیـن اند ایـران سران

  چگـونـه انـد گُـردانِ جـنـگ آوران ؟

               نخستین زن جنگاوری که شایسته است در این بحث مطرح شود، گرد آفرید نام دارد و ویژگیهای او، چنانکه خواهیم دید، ازبسیاری جهات باآن الگوی زن جنگاورهمخوانی دارد. با شخصیت و داستان کوتاه اودر شاهنامه ی فردوسی آشنا می شویم (8).

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


چهره و شخصیت زنان جنگآور در حماسه های ملی 1

سخنرانی دکتر شهین سراج در باره ی چهره و شخصیت زنان ِ جنگ آور در داستان های پهلوانی و یا حماسه های ملی، در کشور سویس، یکی از شنیدنی و خواندنی ترین گفتارها و نوشتار هایی می باشد که در باره ی نقش زنان در شاهنامه ی فردوسی دیده و شنیده شده است.

این گفتارها در جند بخش و شماره در دسترس دوستداران فر و فرهنگ پشته ی ایران گذاشته می شود.

بخش یک: پیش گفتار 

رزمجویان زن، درعین جنگآوری وستیزه جوئی، اغلب ازحکمت وفرزانگی نیز برخورداراند و درهنگامه ها ی سخت، قادرند تصمیمهای عمده ی سیاسی بگیرند و گفتارهائی حکمت آمیزو گاه ضد جنگ ارائه دهند ویا با ترفندهای زیرکانه، خود و یا لشکریان را ازمهلکه ها نجات دهند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


سـاز و آواز در شاهنامه

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: قاسم طالب‌زاده

سـاز و آواز در شاهنامه نام نوشتاری از هنرمند ارزنده و سرپرست پیشین کارگاه موسیقی ایران، قاسم طالب زاده است ک در سال 2000 ترسایی برای نخستین بار در دو دفتر (شماره ی 1 و 2) ،"بامدادان، دفتر تاریخ و فرهنگ ایران"، که در کشور سوئد و با کوشش مازیار قویدل به چاپ رسیدند در دسترس دوستداران فر و فرهنگِ پشته ی ایران گذاشته شد و در پی آن و در سال 2004 و برای بار دوم در همین تارنمای "شاهنامه و ایران"،از آن پس تارنماها و رسانه های فراوانی از این کار ارزنده بهره گرفته اند و می گیرند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


هنر نیز ِ ایرانیان است بس

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: مازیار قویدل

Image
  این نوشتار با هدف ِ روشن ساختن، نمایاندن و به آگاهی رساندن برداشت های نادرست و نا آگاهانه ی فراهم آمده است که نا آگاهی دوستان و یا هرزه درایی ِ آگانه ی دشمنان ایران و یا فراموش کاری استادان به آن دامن زده، انگیزه ای شده است تا سروده ی درست و به جای استاد سخن فردوسی توسی را نادرست معنی کنند. سروده ی :
هنـر نیـز ایـرانیـــــان اسـت و بس
ندارند کرج ِ ژیان را به کس
یا
هنـر نــزد ایـرانیـــــان اسـت و بس
نـدارنـد شیـــر ژیــان را به کــس

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


سنجشی میان هومریونانی و فردوسی

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران

سخنرانی استاد جلال خالقی مطلق در موزه ی هنرهای معاصر اصفهان  اصفهان اردیبهشت 3744

شاعر آلمانی و مترجم شاهنامه فریدریش روکرت یکجا در مقایسه ی همر و فردوسی می‌پرسد:

صلا تفاوت میان فردوسی و همر در چیست؟" و سپس خود پاسخ میدهد:

"تنها همین که فردوسی کمی کمتر از هُمر جسم دارد، ولی خیلی بیشتر از او روح"1.

 

منظور روکرت از "جسم" توصیف‌های رزمی است و از "روح" معنویات و احساسات نازک و لطیف. خاورشناس مشهور آلمانی تئودور نولدکه در رد نظر روکرت که به گمان نولدکه "در مهر به خاورزمین افراط کرده است"، مینویسد: "فردوسی از همر نه کمی کمتر، بلکه بسیار کمتر جسم دارد". سپس نولدکه برای اثبات نظر خود مثال میاورد که اشخاص شاهنامه نه ‌تنها "خون می‌گریند"، بلکه رخسار آنها نیز از آن سرخ میشود و حتی جوی خون روان میگردد.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


شاهنامه و تاریخ

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: شاهرخ مسکوب*

Image

 

شاهنامه تاریخ پیشینیان، و به منزله تاریخ، سرگذشت ایران است در زمان و ردّ پاى زمان است در ایران. شاهنامه در قرن چهارم‏هجرى سروده شد، چهار سد سال پس از شکست ایرانیان از عرب‏ها؛ زمانى که ایرانیان خراسان مى‏کوشیدند تا در شرایط تازه و در برابرخلافت بغداد سرنوشت سیاسى و فرهنگى خود را باز سازند.

 سلسله‏هاى ایرانى از چندى پیشتر تشکیل شده و زبانشان، فارسى، به‏عنوان زبان دین و دولت پذیرفته و شالوده فرهنگ ویژه ما، در پهنه تمدن اسلامى، ریخته شده بود. فردوسى در چنین روزگارى «تاریخ»ایران را سرود. در شاهنامه تاریخ و زبان با هم و درهم ساخت و سامان مى‏یابند. هم طرح هر دو افکنده مى‏شود و هم مرز و میزانشان‏معین مى‏شود.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


فردوسی و اهمیت شاهنامه

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: محمدعلی فروغی   

شاهنامه فردوسی هم از حیث کمیت هم از جهت کیفیت بزرگترین اثر ادبیات و نظم فارسی است، بلکه می توان گفت یکی از شاهکارهای ادبی جهان است، و اگر من همیشه در راه احتیاط قدم نمی زدم، می گفتم که شاهنامه معظم ترین یادگار ادبی نوع بشر است.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


نمایش شاهنامه در نقاشی قهوه خانه‌ای

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: مجید ساریخانی

Image
رفتن رستم به دژ کنگ، کار استاد آقاسی

 شاهنامه فردوسی با ارزش ترین حماسه ملی ایرانیان است. همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب خلفای بغداد بر مقدرات خود رنج می‌بردند، نقاشی قهوه خانه ای نیز در برهه ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی، گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


چه بود (هویت) ایرانی بر پایه ی شاهنامه

برگرفته از تارنمای شاهنامه و ایران
نوشته: میم شفق

Imageبارها گفته اند و گفته ایم و پس از این هم در نوشتارهای این تارنگار بدین جستار خواهیم پرداخت که شاهنامه مهم ترین سند هویتی ایرانیان و آیینه ی تمام نمای فرهنگ به شکوه ایرانی است.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦


روی کردِ ایرانیان امروز به یادمان های فرهنگی ی کهن

روی‌کردِ بسیاری از ما ایرانیان کنونی به مُرده ریگ و یادمانْ‌های فرهنگی ی کهنِ نیاکان‌مان، سامانی پُخته و سَخته و فرهیخته ندارد و در یکی از دو قطبِ زیاده‌روی و شیفتگی و یا فراموشْ‌کاری و کوتاهی جای‌می‌گیرد.       گذشته از توده‌یِ مردم، چه بی‌سواد و چه با‌سوادِ نسبی، که به هر دلیل، پروایِ چندانی نسبت به تاریخ و فرهنگ گذشته‌ی میهن خویش و آنچه از نیاکان دیرینه‌شان برجا مانده است ندارند و به پیوندِ تأثیرگذارِ رویدادهای پیشین با فرآیندِ زندگانی‌ی امروز نمی‌اندیشند و مانندِ کودکانِ نابُرنا، بیشتر در "حال" می زیند، انبوهی از گروه های باسوادتر و به اصطلاح مدرسه و دانشگاه رفته و دانشْ‌آموخته و مدرکْ‌دار و حتّا آنان که شغل و کاری فرهنگی دارند و یا در این جا و آن جا ادّعایِ "فرهیختگی" می‌کنند و دم از "روزْآمدی" و "روشنْ‌فکری" می زنند، چون نیک بنگریم، برخوردی درست و سنجیده و جُستارگر و ژرفانگر نسبت به درونْ‌مایه‌های میراث گذشتگان و ناگزیر با فرآیندِ کنونی‌ی رویدادها در گستره‌های گوناگون زندگی‌ی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ندارند. بیشترینِ اینان نیز در یکی از دو سوی افراط و تفریط قرارمی گیرند: یا چُنان ناکاویده و برنارسیده و نسنجیده، سودایی و شیفته و دلْ‌ازدستْ‌داده‌یِ گذشته،به ویژه گذشته‌ی دور و باستانی می شوند و آرمانْ‌شهری را که در خیال و ذهن خود و به دور از همه ی داده‌های پژوهشی،از روزگاران کهن ساخته اند،بدان گونه واقعی می پندارند،که واقعیت‌هایِ عصرِ خویش را یکسره نادیده‌می‌گیرند؛ تو گویی که امروز و فردا را در دیروز می‌جویند و چون نمی‌یابند، جغْدوار بر باره‌ی ویرانه‌ی کهن می نشینند و مُرغوا سرمی‌دهند و یا از سویِ دیگرِ بام در می‌غلتند و بی هیچ درنگ و نگرشی فراگیر در کارِ همه‌یِ گذشته، تنها به بخش معینی از گذشته و بیشْ‌تر به امروز و آنچه در دَور و بَرشان می گذرد (آنْ‌هم با نگرش به لایه‌ی بیرونی‌ی روی‌دادها)، می پردازند و حتّا بر پایه‌ی برخی یک‌سونگری ها و جزمْ‌باوری‌ها به گذشته‌ای که بیرون از حوزه‌ی زمانی‌ی و آرمانی ی پذیرفته‌شان جای‌دارد، به چشمِ نفرت و بی‌زاری می نگرند! 

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤


آقای احمد شاملو، ترا با نبرد دلیران چکار؟

در بیشتر انقلابهای جهان آیین بر آن بوده است که پس از به نتیجه رسیدن شورش، نام خیابانها، میدانها، و جایگاه‌های همگانی دگرگون شود!

در جریان انقلاب گفتاری در این باره نوشتم و گوشزد کردم که اگر گروه‌های انقلابی برآنند که نام‌ها را دیگر کنند، می‌باید که چندین نکته مهم را از نظر دور ندارند.

از جمله: قواعد و قوانین زبان فارسی، روابط تاریخی و اجتماعی، اصول محلی وجغرافیایی... و بالاخره اولویت‌ها، برتری‌ها!

شورای انقلابی جوانان نگذاشت که فریاد من به گوش همه برسد، و از آن جمله در خراسان زادگاه فردوسی، نامی را تغییر دادندکه دست کم به دو گروه زخم زد:

زخم نخست بر کسانی خورد که با بی‌مهری و ناحقشناسی نام دانشگاه فردوسی را دیگر کردند. غافل از آنکه این دانشگاه کوچک، که بیگمان؛ ارز، و سنگ کشیدن نام عظیم فردوسی را نداشت از جمله همه جایهایی است که ز باران و از تابش آفتاب، ویران خواهد گردید، و این کاخ بلند فردوسی است که تا جهان هست از باد و باران گزندی نخواهد دید! روندگان جهان آینده به سستی خرد برگردانندگان این نام، فیلسوفانه خواهند خندید!

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤


سال 1388 سال فردوسی

سال 1387 خورشیدی خیام -کمابیش برابر با سال 2008 میلادی- از سوی تاجیکستان برای بزرگداشت رودکی سرایندهء بزرگ پارسی‌گوی پیشنهاد شده و سازمان جهانی یونسکو نیز آنرا پذیرفته و در برنامهء خویش گنجانده است، و از دو سال پیش برای برگزاری جشن‌های ویژهء آن در تاجیکستان - دوشنبه و رودک زادگاه رودکی برنامه فراهم شده است، و دور نیست که فرهنگیان ایران را نیز آرزوی هموندی در آن جشن‌ها باشد، پس بهم آمیختن دو بزرگداشت برای دو پایه‌گذار سرود و زبان و فرهنگ و آوازه ایران درست نمی‌نماید.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤


گفت و گو با دکتر جلال خالقی مطلق (بخش دوم)

گُلِ رنج های کهن*(بخش دوم)نیلوفر لقمان و مسعود لقمان دکتر خالقی مطلق در منزلش (آلمان)- علاوه بر شاهنامه پژوهان بیگانه، اخیراً چند شاهنامه پژوه ایرانی، کارهایی در زمینه ی ویرایش شاهنامه انجام داده اند. دیدگاه شما درباره ی ویرایش های این شاهنامه پژوهان چیست؟من همواره بر این باورم که نبایستی زحمات و کارهای دیگران را ناچیز بگیرم. به این خاطر همیشه سعی کرده ام از اظهار نظرِ منفی درباره ی کارِ پژوهشگران خودداری کنم و داوری را بر عهده ی دیگران بگذارم.خوانندگانِ شاهنامه دو دسته اند؛ یک دسته، توده ی مردم اند که کاری به این کارها ندارند و دسته ی دیگر پژوهشگران، دانشجویان و ... هستند. این گروه خود می توانند نسبت به شاهنامه ای که وارد بازار شده اظهار نظر و بررسی کنند که ویراستار از چند نسخه بهره برده، روش کارش چه بوده و ... بنابراین خوانندگان اهل فن، خود قادر به تشخیص هستند و دیگر نیازی به اظهار نظر من درباره ی کارهایی که پیش یا پس از من شده، نیست.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤


گفت و گو با دکتر جلال خالقی مطلق (بخش نخست)

گُلِ رنج های کهن*نیلوفر لقمان  و مسعود لقماندکتر جلال خالقی مطلق، عکس از ایسنا شاهنامه، سند هویتِ ملی ایرانیان است و هیچ خوش آیند نبود که این شناسنامه ی هویت ملی ما به مانند سایر کارهای بزرگان زبان و ادب پارسی به دست بیگانگان ویرایش شود، چراکه این کار، تنها از پسِ یک ایرانی ای که از پیچ و خم های تاریخ کهنش گذشته و می تواند به ژرفا و جانِ مایه ی سخن شاهنامه پی ببرد، بر می آید.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤


چرا شاهنامه؟ (دکتر مجید ساسانی)

نمی توانم شادی خود را پنهان کنم چرا که بار دیگر بخت یاری سخن گفتن و نوشتن از شاهنامه، نامه ی ورجاوند و بی مانند فرهنگ ایران، به این کم­ ترین سینه چاک شاهنامه ارزانی شده است. ستون شاهنامه پژوهی که از این پس میهمان روزنامک خواهد بود، دربرگیرنده ی جستارها و پژوهش هایی پیرامون درس نامه­ی خرد پارسی، شاهنامه ی فردوسی ارجمند، است. جستارهای این ستون اگرچه هر یک نگاه خود به شاهنامه را دارند و به تنهایی بازگوکننده ی بخش کوچکی از جهان شاهنامه پژوهی اند، نگارنده می کوشد تا از برایند همه ی جستارها در کنار هم نگاهی خودبسا و همه سویه به شاهنامه بیابد و بنماید و بر این امید است که این تلاش گام کوچکی باشد برای شناختن و شناساندن شاهنامه.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤


گزارش نشست "عصری با شاهنامه" در دانشگاه تهران

بر گرفته از تارنگار مسعود لقمان 

تا انسان هست، باید از «جان و خرد» سخن گفت

«مادام که در جهان، مفهوم ایرانی وجود خواهد داشت، نام پرافتخارِ (فردوسی) شاعر بزرگ هم که تمامِ عشق سوزان قلب خود را به میهنش وقف کرده بود، جاوید خواهد ماند. فردوسی، شاهنامه را با خون دل نوشت و بدین قیمت خریدار محبت و احترام ملت ایران نسبت به خود گردید.» این را «برتلس» از پیشکسوتان شاهنامه شناسی و شرق پژوهی می گوید. در نشست «عصری با شاهنامه» که انجمن ادبی آرشِ دانشگاه علوم پزشکی تهران، در تالار ابن سینا برگزار کرده بود، دانشجویان گرد آمدند تا برپایه ی گفته ی برتلس، یاد فردوسی را گرامی دارند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤


شاهنامه تنها اثری است که بیشترین ارج را به زنان گذاشته است

برگرفته از تارنگار روزنامک

فردوسی، سرایش بخش هایی از شاهنامه را از اوان جوانی و هنگام آشنایی با گنجینه های ادب و فرهنگ ایرانی آغازکرد. امّا  پس از مرگ ناگهانی ی دقیقی – که پیش از وی دست به این کار زده و کارش ناتمام مانده بود – یعنی در حدود سال ٣۵۶ هجری ی خورشیدی (برابر با  سال ٣۶٧ هجری ی قمری و سال ٩٧٧ میلادی) – بود که این بار ِ امانت را بر دوش گرفت و راه دشوار ِ تدوین واپسین ِ حماسه ی ملّی ی ایران را تا به آخر پیمود و سرانجام، به گفته ی آشکار خودش در پایان شاهنامه، در روز ٢۵ اسفندماه سال ٣٨٨ هجری ی خورشیدی ( برابر با سال ۴٠٠ هجری ی قمری و ١٠١٠ میلادی)، بر کار ِ عظیمش نقطه ی پایان نهاد:«... سرآمد کنون قصّه ی یزدگرد/ به ماه ِ سِفندارمَذ، روز ِ اَرد/ ز هجرت شده پنج هشتاد بار/ به نام ِ جهانْ داور ِ کردگار/ چو این نامورْ نامه آمد به بُن / ز من روی ِ کشور شود پُرسَخُن ...»[1]

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٤