ورزش در شاهنامه (10)

برگرفته از تارنمای تبیان

بخش دوم: ورزشهای شاهنامه ای فصل دوم: چوگان

 

اشاره

فصل اول بخش ورزشهای شاهنامه ای، به ورزش شکار اختصاص داشت که طی سه شماره به کم و کیف انجام آن به روایت شاهنامه پرداختیم. اینک در فصل دوم، به سراغ چوگان می رویم، تا ببینیم از زبان شاهنامه، این رشته ورزشی در آن روزگاران چگونه برگزار می شده و چه کارکردهایی داشته و ... الخ.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


اهمیت و جایگاه ورزش در شاهنامه 9

برگرفته از تارنمای تبیان

 فصل اول: شکار

بخش دوم:
ورزشهای شاهنامه ای

یاد آوری

در ادامه مطلب سلسله وار "ورزش در شاهنامه"، به بخش دوم رسیدیم که این بخش به "ورزش های شاهنامه ای" اختصاص دارد. در این بخش با ورق زدن کتاب ارجمند حکیم طوس، ضمن استخراج ورزش هایی که در این کتاب از آن نام برده است، به نحوه انجام و زمان و مکان انجام، خاستگاه و ریشه این ورزشها، ابزار مورد استفاده، کار کردهای آن ورزش و دلایل انجام آن ورزش و ... با تکیه بر بیات شاهنامه، جداگانه پرداخته شده است. فصل اول این بخش به رشته ورزش شکار اختصاص دارد که در دو شماره قبل، ضمن معرفی این رشته به "زمان انجام" آن (روز، شب، صبح، ظهر و ...) و همچنین مکان انجام شکار، طبقه اجتماعی شکارچیان، موضوع و سوژه شکار این قسمت که آخرین قسمت فصل اول ورزش های شاهنامه است به موضوعاتی همچون ابزار و سلاح شکارچیان، حیوانات دستیار، نحوه انجام شکار (سواره یا پیاده، جمعی یا انفرادی)، طول مدت و زمان شکار و بالاخره کارکردهای شکار در شاهنامه می پردازیم:

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


ورزش در شاهنامه(8)

برگرفته از تارنمای تبیان

بخش دوم: ورزشهای شاهنامه ای

فصل اول: شکار

یادآوری

در ادامه مطلب سلسله وار «ورزش در شاهنامه»، به بخش دوم رسیدیم که این بخش به «ورزشهای شاهنامه ای» اختصاص دارد. در این بخش با ورق زدن کتاب ارجمند حکیم طوس، ضمن استخراج ورزش هایی که در این کتاب از آن نام برده است، به نحوه انجام و زمان و مکان انجام، خاستگاه و ریشه این ورزشها، ابزار مورد استفاده، کارکردهای آن ورزش و دلایل انجام آن ورزش و ... با تکیه بر ابیات شاهنامه، جداگانه پرداخته شده است. فصل اول این بخش به رشته ورزشی شکار اختصاص دارد که در شماره قبل، ضمن معرفی این رشته به «زمان انجام» آن (روز، شب، صبح، ظهر و ...) اشاره شد.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


ورزش در شاهنامه (7)

برگرفته از تارنمای تبیان

بخش دوم: ورزشهای شاهنامه ای

 

مقدمه:

پس از آنکه در بخش گذشته وجود ورزش در شاهنامه را با ذکر دلایلی که آمد، اثبات کردیم و بعد از آنکه اهمیت جایگاه ورزش را با بررسی کارکردهای ورزش و همچنین مطالعه طبقه ای که بیش از همه طبقات دیگر با ورزش بود و به ورزش وابسته بود، یعنی پهلوانان نشان دادیم در این بخش به سراغ ورزشهای شاهنامه ای می رویم و با ورق زدن کتاب بزرگ حکیم طوسی، به مطالعه مورد به مورد ورزش در شاهنامه می پردازیم:

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


ورزش در شاهنامه (6)

برگرفته تارنمای تبیان

بخش اول:

 

اهمیت و جایگاه ورزش در شاهنامه

 

فصل چهارم: صفات پهلوانی و ارزشهای اجتماعی

اشاره

در فصل چهارم از بخش اول مطلب «ورزش در شاهنامه» می خواهیم رابطه صفات و خصایص پهلوانی را با ارزشهای اجتماعی بررسی و تعریف کنیم. هفته گذشته به بخشی از صفات و خصلت های پهلوانی که از پهلوانان شاهنامه چهره های محبوب و الگو ساخته اند اشاره کردیم و اینک قسمت دوم این بحث…

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


اهمیت و جایگاه ورزش در شاهنامه 5

برگرفته از تارنمای تبیان

 


 

1- تنومندی

تنومندی و برزوبالا یکی از خصوصیات فیزیکی و ظاهری پهلوانان است. با مطالعه شاهنامه ملاحظه می شود که این خصوصیت به عنوان یک ارزش یک صفت ظاهری مطلوب و وصف کردنی به حساب می آید و پدران و مادارن و نزدیکان یک نوزاد متولد شده در باره قد و قامت برزوبالای نوزاد خود داد سخن داده اند و از اینکه خداوند به آنها فرزندی با چنین خصوصیات، یعنی خصوصیت فیزیکی پهلوانی عنایت کرده است شکرگزاری، می کنند. در مواردی این چنینی بارها مشاهده می شود که از واژه ترکیبی «پهلوان بچه» استفاده شده است و این بیش از هر چیز نشان دهنده این نکته است که پدران و مادران دوست داشتند فرزندانی همچون پهلوانان داشته باشند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


اهمیت و جایگاه ورزش در شاهنامه 4

برگرفته از تارنمای تبیان

 


 

فصل سوم: کارکرد و نقش پهلوانان

در شماره گذشته به کارکرد پهلوانان در ساختار حکومت پرداختیم، در این شماره این بحث را که نیمه تمام مانده بود، تمام کرده و بعد به سایر کارکردهای پهلوانی نظیر جنگیدن و مقابله با دشمنان وطن، نشر و ترویج دین، دادرسی و حلال مشکلات، نگهبان فرهنگ و حافظ ارزشها و... خواهیم پرداخت و فصل سوم را که کارکرد منش پهلوانان در شاهنامه است را به پایان می رسانیم.

در شماره آینده فصل چهارم را که مربوط به رابطه ارزشهای پهلوانی با ارزشهای اجتماعی است آغاز می کنیم.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


اهمیت و جایگاه ورزش در شاهنامه 3

برگرفته از تارنمای تبیان

فصل سوم: کار کرد و نقش پهلوانان

 

یکی دیگر از راههای اثبات و... اهمیت و گستردگی ورزش در روزگارانی که داستانهای شاهنامه در آن چهره بسته است بررسی پایگاه و نقش پهلوانان و ارزش این طبقه اجتماعی در آن روزگار است. به این ترتیب که اگر یکی از نقش های مهم ورزش را در گذشته نقش تربیتی و آموزشی آن بدانیم، لاجرم به این نتیجه دست خواهیم یافت که پهلوانان به خاطر کار کردها و وظایفی که در جامعه بر عهده داشتند بیش از دیگران به این آموزشها احتیاج داشته اند، همچنین اگر کار نظامی هم برای ورزش قائل باشیم، باز هم پهلوانان به عنوان طلایه داران جبهه ها، بیش از همه طبقات اجتماعی به ورزش و آموزش و تمرین و مهارتهای ورزشی نیاز داشتند. در واقع بین پهلوانان و ورزش یک ارتباط مستقیم و تنگاتنگ وجود داشته است. به این ترتیب که یکی از ضروری ترین و اصلی ترین راهها و مراحل رسیدن به مرحله پهلوانی و قرار گرفتن در جرگه این طبقه ورزش و کسب مهارتهای ورزشی بوده است و پهلوان بدون این مهارتها اصلاً وجود نداشته است.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


اهمیت و جایگاه ورزش در شاهنامه 2

برگرفته از تارنمای تبیان

بخش اول :

اهمیت و جایگاه ورزش در شاهنامه

 

 

 

کارکردهای ورزش در شاهنامه (1)

1-ابزار تعلیم و تربیت : همانطور که در روزگار کنونی نیز ورزش و تربیت بدنی یکی از دروس مدارس و دبیرستانها و دانشگاهها و یکی از رشته های درسی به حساب می آید ، در آن روزگار نیز ورزش و مهارتهای ورزشی یکی از ابزار تعلیم و تربیت و از شاخههای درسی بوده است ، کودکان ، نوجوانان و نوباوگان ملزم به آموختن آن بوده اند اما اگر امروز لااقل در کشور ما درس ورزش با زنگ تفریح و ساعت وقت گذرانی مترادف شده است ، اگر در مدارس و دانشگاهها درسی به این نام هست ، فقط برای اینکه باشد ! و هدف خاصی از وجود آن در نظر نیست ، در آن روزگار ورزش رکن تعلیم و تربیت است و مهارتهای ورزشی و آموزشهای رزمی از اهم دروس بوده است چون بر این اصل که عقل سالم در بدن سالم است اعتقاد داشتند و آن را در عمل و در برنامه های تربیتی خود در نظر می گرفته و به هنگام تعلیم و تربیت نوجوانان به کار می بستند . به همین علت حتی دروس نظری و آموزش حکمت و اخلاق و فلسفه و ... پیش شرطی به نام ورزش و تربیت بدنی داشت.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


ورزش در شاهنامه ( 1 )

برگرفته از تارنمای تبیان

فرهنگ ورزش در شاهنامه

 

پیش از شروع:

 

فردوسی و شاهنامه، دو نامی که بزرگی را در ذهن تداعی می کند و ریشه دار بودن و غنای فرهنگی و هویت داشتن ملتی را فریاد. بدون شک سختن گفتن درباره شخصیتی همچون فردوسی و اثری بزرگ چون شاهنامه کاری نیست که در این مجال و مقامی بگنجد و از قلم همچو منی با بیانی الکن ساخته باشد. اما اگرجرأت و جسارت قلم زدن در این باره را ندارم لااقل می توان احساسی را که از خواندن و مطالعه و سرو کله زدن با صفحات و ابیات مختلف آن به بنده دست داد بیان کنم، احساسی که با " افسوس" و اندوه همراه بوده و هست. افسوس از اینکه چگونه می شود باور کرد ملتی با داشتن این تاریخ این سابقه، این فرهنگ، این کتاب، این حکیم، امروز" جهان سومیش" بخوانند و بدانند...؟! این احساس وقتی بیشتر بر روح و فکر خواننده سنگینی می کند که بدانیم فردوسی فقط یک نفر از انبوه چهره های برجسته و تاریخی این مملکت و شاهنامه فقط یکی از آثار نفیس و معرف فرهنگ و تاریخ این سرزمین است. شخصیت و کتابی که با ایجاد حس غرور و اعتماد به نفس و شخصیت بخشیدن خود به تنهایی می تواند استقلال و ترقی ملتی را تضمین کنند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۸


اهمیت شاهنامه در استمرار فرهنگ ملی

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 

فتح الله مجتبایی، عکس از خبرگزاری مهر
آقای مجتبایی گفت شعر فردوسی حماسه است و حماسه های بزرگ در موقعیت های بزرگ تاریخی به وجود می آید

شهر کتاب در تهران عصر چهارشنبه پنجم دی ماه شاهد نخستین سخنرانی از سلسله سخنرانی هایی بود که قرار است از این پس در طول یک سال با عنوان "درس گفتارهایی در باره فردوسی" برگزار شود.

این درس گفتارها به مناسبت هزار و صدمین سال تولد فردوسی به حساب تقویم قمری برگزار می شود که در سال ۳۲۹ هجری قمری به دنیا آمده است. نخستین درس گفتار با سخنرانی فتح الله مجتبایی استاد دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزار شد.

فتح الله مجتبایی در آغاز سخنان خود مواریث فرهنگ ایرانی را به علت گستره جغرافیایی آن که از مرزهای چین تا کوههای قفقاز ادامه می یابد، و گستره تاریخی آن که دو سه هزاره را در بر می گیرد، استثنایی قلمداد کرد و یادآور شد که این فرهنگ دارای چند چهره استثنایی است.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


همایش هومر و فردوسی در تهران

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 

پوسترهمایش هومر و فردوسی در تهران
پوسترهمایش هومر و فردوسی در تهران فرصتی بود برای بررسی رابطه فرهنگی دو تمدن باستانی

همایش بررسی هومر و فردوسی روز سه شنبه 26 دی با حضور شمار کثیری از استادان و علاقه مندان و نیز با حضور سفیر و رایزن فرهنگی یونان در تهران، در سالن کوچک شهر کتاب مرکزی، برگزار شد.

سالن کوچک از جمعیت انبوهی که تا به آخر از یک مجلس طولانی چهار پنج ساعته دل نکندند و پا به پای سخنرانان و برگزار کنندگان نشستند، انباشته بود.

نخست، سفیر یونان در تهران سخن گفت. او متواضعانه گفت که درباره هومر و فردوسی نخواهد گفت چرا که در این باب استادان باید سخن بگویند. او از روابط تاریخی ایران و یونان گفت و یادآور شد که در کتابهای تاریخ تنها به جنگ هایی می پردازند که بین دو ملت درگرفته است در حالی که این جنگها تنها بیست سال از چند هزاره روابط گسترده دو کشور را در بر می گیرد.

سخنرانان جلسه به ترتیب عبارت بودند از دکتر فتح الله مجتبایی، دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، جلال الدین کزازی، دکتر اوانگلیس ونتیس- محقق یونانی که در تهران به سر می برد، دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور و قدمعلی سرامی.

در شروع جلسه ناصر محمد خانی به عنوان دبیر شورای زبان فارسی - برگزار کننده همایش، از سفیر یونان در تهران سپاسگزاری کرد که امکان برگزاری همایش را فراهم آورده است، و قرار است چنین همایشی روز جمعه در آتن نیز برپا شود.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


فیلمسازان ایرانی و اقتباس از متون کهن فارسی

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 

صحنه ای از فیلم چشمان سیاه ساخته عبدالحسین سپنتا
صحنه ای از فیلم چشمان سیاه ساخته عبدالحسین سپنتا

نخستین فیلم های سینمایی در ایران اقتباس هایی از متون کهن و منظومه های فارسی مثل شاهنامه و هفت پیکر نظامی بوده است.

فیلمسازان اولیه سینمای ایران مثل عبدالحسین سپنتا و اسماعیل کوشان با آگاهی از علاقه تماشاگران ایرانی به داستان ها و افسانه های کهن ایرانی، به اقتباس از روی این آثار روی آوردند.

هدف آنها ضمن سرگرم ساختن تماشاگران، در عین حال ترویج روحیه ملی گرایی و میهن پرستی و ستایش از فضایل و ارزش های اخلاقی مورد قبول جامعه آن روزگار بود.

عباس بهارلو منتقد و پژوهشگر سینما، فقدان آزادی بیان و سانسور شدید فیلم را در دوره پهلوی اول، دلیل اصلی گرایش فیلمسازان این دوره به ادبیات کهن فارسی می داند. چرا که به اعتقاد وی ساختن فیلم بر اساس این آثار با موانع ممیزی کمتری روبرو بود. اما تجربه سپنتا در سینمای ایران و توقیف فیلم فردوسی او نشان می دهد که حکومت وقت تحمل ساخته شدن اینگونه فیلم ها را نیز ندارد. وقتی سپنتا فیلم فردوسی را می سازد به خاطر اینکه در این فیلم شاعر به شاه غزنوی تعظیم نمی کند، رضاشاه دستور توقیف آن را صادر می کند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


آیا به فردوسی آنگونه که باید، ارج گذاشته ایم؟

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 

بزرگداشت فردوسی
شرکت کنندگان از دستکم گرفتن جایگاه فردوسی در میان برخی از منتقدان خودی و بیگانه ابراز نگرانی کردند.

منتقدان ادبی در تاجیکستان می گویند که حکیم ابوالقاسم فردوسی و "شاهنامه" او تا کنون آنگونه که باید، مورد ارجگذاری مردم فارسی زبان قرار نگرفته است.

 

 

در همایشی که روز دوشنبه (15 مه) به مناسبت بزرگداشت روز فردوسی در کتابخانه ملی تاجیکستان برگزار شد، از دستکم گرفتن جایگاه فردوسی و "شاهنامه" او و حتی موارد اهانت بر او در میان عده ای از منتقدان "خودی و بیگانه" نگرانیهایی ابراز شد.

مراسم تجلیل از روز فردوسی در کتابخانه ملی تاجیکستان که نام فردوسی را بر خود دارد، به ابتکار مسئولان این کتابخانه و رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان برگزار شد و در آن شماری از دانشاموزان مدارس شهر دوشنبه پاره هایی از داستانهای "شاهنامه" را برای حاضران برخواندند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


بزرگداشت فردوسی در دانشگاه کابل

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 

ابوالقاسم فردوسی
'عجم زنده کردم بدین پارسی'

از حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر حماسه سرای زبان و ادبیات فارسی در کتابخانه دانشگاه کابل تجلیل شد.

دانشکده ادبیات دانشگاه کابل این برنامه را همزمان با هجدهم می، روز جهانی شعر برگزار کرد.

در این مراسم، از فردوسی به عنوان بزرگترین شاعر زبان فارسی که توانست با آفرینش شاهنامه، زبان فارسی را هویت تازه ای ببخشد، تجلیل شد.

محب بارش استاد دانشگاه کابل که در این مراسم سخنرانی می کرد گفت بزرگداشت فردوسی در روز جهانی شعر تصادفی نیست بلکه دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل خواست از فردوسی به عنوان نماد استمرار زبان فارسی در هزار سال گذشته در این روز تجلیل کند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


گزارشی از برگزاری هفته بزرگداشت فردوسی در خراسان

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 

فردوسی
 

از تاریخ 24 تا 30 اردیبهشت ماه در استان خراسان به نام هفته فردوسی یاد شد.

در این هفته برنامه های گسترده ای از جمله همایش علمی پژوهشی آثار و احوال فردوسی به مدت دو روز برگزار شد. همچنین برنامه هایی مانند موسیقی، تئاتر ، شب شعر و غیره در محل آرامگاه فردوسی و در مناطق مختلف شهر مشهد به یاد و نام فردوسی اجرا شد.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


'ظهور نوین سهراب'

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 
اخیرا در تئاتر آکادمی و درام "ابولقاسم لاهوتی" شهر دوشنبه نمایش نامه جدیدی از روی اثر "شاهنامه" ابولقاسم قردوسی روی صحنه آمده است. این نمایش نامه را فیروز عمرف، هنرپیشه تاجیک تهیه کرده است.

فردوسی در صحنه تئاتر و سینمای تاجیک

از روی داستانهای "شاهنامه" بی زوال ابوالقاسم فردوسی در صحنه تئاتر و سینمای تاجیک اثرهای زیادی تهیه شده اند که بیشک با ارزش بلند بدیعی خود بار افتخار و شرف صنعت ملی تاجیکستان را افزون کرده اند.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


شاهنامه در روز فردوسی

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی

 


 

 

فردوسی
 

اردیبهشت ماه در ایران ماه شعر است و دو روز از این ماه به نام دو شاعر بزرگ ایرانی نامگذاری شده است.

ایرانیان اوایل اردیبهشت را به نام و یاد سعدی می گذرانند و ۲۵ اردیبهشت را به یاد و نام فردوسی.

روز ۲۵ اردیبهشت روز ابوالقاسم فردوسی است که با نوشتن شاهنامه، خاطرات قومی ایرانیان را زنده کرد. پس از حمله اعراب مسلمان به ایران و رسمیت یافتن زبان عربی در ایران، میراث باستانی ایرانیان در معرض زوال و نابودی قرار داشت.

پس از احیای دوباره زبان فارسی نیز این خطر به قوت خود باقی بود، زیرا زبان فارسی که بعد از اسلام در ایران رواج یافت، زبان فارسی دری بود و بخش بزرگی از میراث ایرانیان به زبان های ایران باستان نوشته شده بود.

بعد از اسلام این میراث توسط موبدان و دهقانان سینه سینه و به طور شفاهی نقل می شد، اما با روی کار آمدن سلسله سامانیان به این میراث توجه ویژه ای شد و برخی برای گردآوردن و مکتوب کردن مجموعه این میراث تلاش کردند و در نهایت فرودسی با شاهنامه خود موفق به این کار بزرگ شد.

شاهنامه فردوسی دایره المعارف بزرگ تاریخ و اسطوره های ایرانی پیش از اسلام است.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


بزرگداشت فخر ادب حماسی ایران، فردوسی

برگرفته ازخبرگزاری بی بی سی


 

 

مجسمه فردوسی - عکس از وبسایت خبرگزاری میراث فرهنگی

بیست و پنجم اردیبهشت درایران به نام خالق حماسه های پهلوانی شاهنامه، فردوسی نامگذاری شده است.

به همین مناسبت با همکاری بنیاد رودکی، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی و کتاب ماه ادبیات و فلسفه، مراسمی با حضور اساتید و فرهیختگان و اهل قلم و فرهنگ در تالار وحدت برگزار شد. احمد مسجد جامعی وزیر ارشاد نیز در اواخر مراسم به جمع پیوست.

مراسم با نقل قسمت آغازین نبرد رستم و افراسیاب توسط سید مصطفی سعیدی آغاز شد. این نقال نامی با نقل و نمایش شنیدنی و دیدنی خود، حاضران را به آوردگاه رستم و افراسیاب برد و نبرد دلیرانه پهلوان نامی ایران زمین را با تورانیان و پادشاه آنان که سیزده سال متوالی ایران را درچنگ داشتند، نقل کرد و با استقبال پرشور حاضران صحنه را ترک کرد.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


فردوسی و شاهنامه او در آلمان

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 

مجسمه فردوسی
 

پیش درآمد:"هانس هاینریش شِدِر"، ایران شناس نامدار آلمانی، در ۲۷ سپتامبر سال ۱۹۳۴ میلادی (پنجم مهرماه ۱۳۱۳ خورشیدی) به‌مناسبت هزاره‌ فردوسی و در مراسمی که در گرامیداشت شاهنامه و بزرگداشت سراینده آن در شهر برلین بر پا شده بود، خطابه‌ای بلند ایراد کرد که نخستین بار در هفتاد سال پیش از این، با عنوان "فردوسی و آلمانی‌‌ها" در مجله‌ "جامعه‌ شرق شناسان آلمان" منتشر شد.*

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


فردوسی و شاهنامه در آلمان و همایش ایران شناختی در انگلستان

برگرفته از تارنگار ایران شناخت(دکتر جلیل دوستخواه)

یک ) فردوسی و شاهنامه ی ِ او در آلمان






دوست پژوهنده ی ارجمند آقای خسرو ناقد در پیامی از آلمان، نشانی ی نشرگاه ِ ترجمه ی سخنرانی ی ِ هانس هاینریش شدر، ایران شناس آلمانی درباره ی فردوسی و شاهنامه را که هفتاد و دو سال پیش از این در شهر برلین ایرادکرد و تاکنون به فارسی برگردانده نشده بود، به این دفتر فرستاده اند که با سپاس از ایشان، همراه با پیش درآمد ِ گزارنده، برای آگاهی ی دوستداران ایران و حماسه ی آن در پی می آورم.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


همایش بزرگ ِ شناخت و بزرگداشت ِ فردوسی در تهران و توس




یادداشت ویراستار


پیش از این، در درآمد ِ 347 مژده ی برگزاری ی ِ همایش ِ شناخت و بزرگداشت ِ فردوسی در ایران را به خوانندگان ارجمند ِ این تارنما داده بودم. امروز خبر رسید که این همایش، دیروز (25 اردیبهشت) -- که برای ِ بزرگداشت ِ فردوسی نامزدشده است -- همزمان، در تهران و شیراز و توس برگزار گردیده است.
ایسنا (خبرگزاری ی دانشجویان ایران) و نیز ایرنا (خبرگزاری ی رسمی ی ایران)، گزارشهایی را از این رویداد ِ فرخنده ی ِ فرهنگی در رسانه های جهانی نشرداده اند که با خشنودی و سپاس از ناشران ِ گزارشها، متن آنها را به منزله ی پیوستی بر درآمد 347 در این صفحه می آورم.
یادآوری ی ِ این نکته، به جا و بایسته است که آنچه در پایان گزارش "ایرنا" درباره ی پیوند ِ فردوسی با دربار محمود و پی آمدهای آن، از جمله هجونامه سرودن وی بر ضدّ ِ سلطان آمده است، پایه و بنیاد ِ پژوهشی و پشتوانه ی ِ پذیرفتنی ندارد و بر اساس افسانه پردازی های پسین رواج یافته است. (در این باره ---> جلیل دوستخواه: شناختنامه ی فردوسی و شاهنامه در مجموعه ی ِ از ایران چه می دانم؟، دفتر ِ پژوهشهای ِ فرهنگی، تهران - هزار و سیصد و هشتاد و چهار).


بیست و ششم اردیبهشت 1385


شاهنامه ی فردوسی ترجمه ی دیک دیویس


همایش بزرگداشت فردوسی


همزمان با روز ِ بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، از تندیس تازه ای از این شاعر حماسه سرای ایرانی، در دانشگاه فردوسی مشهد پرده برداری شد. دو همایش نیز در بزرگداشت حکیم فردوسی در دانشگاه تهران و دانشگاه فردوسی مشهد برگزارگردید.


ایسنا:
Mon - 15 /05 /2006 - 17:06


همایش ِ بزرگداشت ِ حکیم فردوسی ی ِ توسی، صبح ِ امروز در تالار فردوسی دانشکده ادبیّات دانشگاه تهران برگزارشد. در این برنامه، عبدالرضا سیف - معاون دانشکده ادبیّات دانشگاه تهران - درباره ی ِ مقایسه ی ِ بهرام در شاهنامه و مکبث شکپیر سخنرانی کرد و گفت: مقایسه و بررسی ادبیّات جهان، آگاهی از اندیشه‌های دیگر را باعث خواهد شد و به صلح و دوستی ملّت‌ها کمک زیادی می‌کند. در این بحث به بررسی دو سردار به نام بهرام چوبین و مکبث از نظر فردوسی و شکسپیر می‌پردازم. وی افزود: هر دو این سردارها جان خود را فدا کرده و به سوی ِ سرنوشت انسانی خود کشیده می‌شوند که در انتخاب ِ این مسیر آزاد هستند. هر دو آن‌ها در جنگ فاتح می‌شوند، ولی بر اثر غرور ناشی از فتح، در اندیشه پادشاهی می‌افتند. سیف، داستان ِ بهرام را داستانی تاریخی دانست و تصریح کرد: اما در مکبث ما با تایخ مواجه نیستیم. در هر دو ِ این داستان‌ها بهرام و مکبث بر شاه ِ خود، قیام می‌کنند؛ در حالی که هر دو شهریار در حقّ ِ آن‌ها نیکی کرده‌اند. در داستان شاهنامه سیمای بهرام از مکبث پاک‌تر است؛ او به کارهای ناپاکی که مکبث برای قدرت دست می‌زند، اقدام نمی‌کند؛ بهرام شورش می‌کند و خطای او سکّه زدن ِ دروغین به نام خسرو است. وی یکی دیگر از شباهت‌های داستان بهرام چوبین در شاهنامه و مکبث را تراژدی بلندپروازی دو سردار ذکر کرد. این استاد دانشگاه متذکر شد: بهرام در این راستا سردار دلیری است که با تمام وجود به ایران می‌اندیشد و فردوسی او را ادامه‌دهنده ی ِ اندیشه و گردار ِ رستم می‌داند. فردوسی در این داستان، هرمز و خسرو پرویز -- شاهان ِ دوره ی ِ بهرام - را به طور کلّی بیان می‌کند؛ امّا در تراژدی مکبث، جزییات آورده می‌شود؛ زیرا داستان باید به روی صحنه برود.
وی ادامه داد: پهلوانان شاهنامه هرگز آغازکننده نبرد نبوده‌اند؛ منطق گفت‌وگو، حقیقت پهلوانان ایرانی است. سیف همچنین با اشاره پهلوانی زنان ایرانی گفت: نکته‌ای که در شاهنامه دیده می‌شود، پهلوانی و پاکی زنان است. زنی در شاهنامه خیانت نمی‌کند و اگر هم خیانت کرد، ایرانی نبوده است؛ شیرین جز با ازدواج با خسروپرویز با او کنار نمی‌آید و ...
در ادامه ی برنامه، امید امجد - عضو هیات علمی دانشکده ادبیّات دانشگاه تهران - درباره تلفظ و تطبیق لغت‌ها در شعر خراسانی بحث کرد و اظهار داشت: در کتاب‌های سبک‌شناسی و عروض و قافیه به طور مداوم به این نکته اشاره شده که شاعران خراسانی سهل‌انگاری‌هایی را در رعایت وزن داشته‌اند، به این معنی که بسیاری جاها مصوّت‌های بلند آورده‌اند، در حالی که مصوّت‌های شعر باید کوتاه باشد و توجیه کرده‌اند که شعر در ابتدای راه خود بوده است. شاعران خراسان زیاد به وزن پایبند نبوده‌اند که این نقیصه در سبک عراقی از بین رفته است. وی یادآور شد: شاعران بزرگی چون مولوی، فردوسی، عطار و خیّام از این روش استفاده می‌کردند و عجیب بود که چرا شاعران بزرگی چون اینان، ندانند وزن شعر چیست. گره کار این‌جاست که ما شعر هزار سال پیش تا 700 سال ِ پیش ِ خراسان را با لهجه ی ِ تهرانی امروز می‌خوانیم؛ در حالی که باید دید لهجه خراسانی هزار سال پیش چگونه بوده است. این استاد دانشگاه تاکید کرد: وقتی در همه شاعران بزرگ خراسان این موضوع تکرار شده، می‌توان فهمید که باید با لهجه گذشته شعرها را خواند. وی در ادامه بحثش مثال‌هایی از شاهنامه آورد و متذکر شد: در بسیاری از شعرهای خراسان مصوّت‌های کشیده، باید کوتاه تلفظ شود؛ این‌گونه دیگر نخواهیم گفت که شاعران خراسان به وزن پایبند نبودند. خسرو فرشیدورد -- استاد ِ دانشگاه و دیگرْ سخنران ِ این همایش -- درباره ی ِ شخصیّت‌های شاهنامه در ادب فارسی سخنرانی کرد و گفت: ادبیّات فارسی بدون شخصیّت‌های ِ شاهنامه،‌ چند چیز خود را از دست خواهد داد؛ شخصیّت‌هایی که حافظ در شعرهایش از آن‌ها استفاده کرده است، از آن جمله‌اند. وی با انتقاد به شیوه تدریس شاهنامه در دانشگاه‌ها، افزود: در دانشگاه وقتی شاهنامه را تدریس می‌کنند، شخصیّت ‌های آن را معرّفی نمی‌کنند؛ در حالی که اگر کُنه ِ شخصیّت‌های ِ شاهنامه را بشناسیم، فهمیدن آن مشکل نخواهد بود. به نظرم شناخت این امر، حتا رشته‌ای جداگانه می‌تواند باشد. او همچنین شعری از ملک‌الشعرای بهار خواند و تأکید کرد: دانشگاه تهران به این موضوع باید افتخار کند که بهار جزو استادان آن بود. بهار، خود، از طرفداران فردوسی بود، اما اینک یکی از بزرگان می‌گوید فردوسی اصلا شاعر نیست. این‌ها در قاموس بهار کفر است. فرشیدورد فردوسی را اولین خردگرای بزرگ جهان دانست و توضیح داد: دکارت 300 سال قبل خردگرایی را مطرح کرد و پس از آن غرب به پیشرفت‌های ِ بزرگی رسید؛ اما فردوسی که خیلی پیش‌تر، آن را مطرح کرده بود، در ایران به فراموشی سپرده شد. درواقع بعد از فردوسی، خردگرایی در ایران فراموش شد و این روند تا انقلاب ِ مشروطه و ملک‌الشعرای بهار ادامه داشت؛ از بهار بود که شعر ِ فارسی دوباره زنده شد. وی در پایان، فردوسی را یکی از بزرگ‌ترین داستان‌سرایان ما دانست و گفت: یکی از جنبه‌های هنری شاهنامه، داستان‌های آن است که بعضی از داستان‌ها، جنبه تراژدی دارند.

همایش پژوهشی بررسی آثار و احوال فردوسی در مشهد

ایرنا: همایش پژوهشی بررسی آثار و احوال فردوسی با عنوان "متن پژوهی شاهنامه از شیراز تا توس" عصر روز یکشنبه در دانشگاه فردوسی مشهد برپا شد. دهها نفر از فردوسی شناسان، محققان و مصحّحان ِ شاهنامه از ایران و سایر کشورها، از جمله تاجیکستان، ترکمنستان، افغانستان و روسیه در این همایش حضور دارند. دبیر علمی ی همایش در مراسم آغازین آن گفت: سبب ساز ِ این گردهمایی فردوسی و اثر بزرگ او در ادبیّات فارسی است، ایده همایش هم از نخستین کنگره سعدی در شهر شیراز گرفته شده است. دکتر حسین یاحقی افزود: به همین منظور نخستین روز از این همایش دیروز در شهر شیراز که مرکز زبان فارسی و گسترش آن به واسطه وجود سعدی و حافظ است برگزار شد و بخش اصلی ی آن، به خراسان رضوی که خاستگاه زبان و ادبیاّت فارسی است منتقل شد. دبیر همایش در ادامه با بیان اینکه فردوسی شاعری فراگیر است و در مقیاس و معیار وطن نمی‌گنجد اظهار داشت: فردوسی متعلق به همه ایرانیان و ایران دوستان است. وی محور همایش را متن پژوهی شاهنامه دانست و افزود: در این راستا چهره‌های برجسته و نخبه که در ترجمه، چاپ و تصحیح شاهنامه نقش موثری داشته‌اند دعوت شده‌اند. او از جمله این چهره‌ها، پروفسور محمّد نوری عُثمانف، دکتر خالقی مطلق و چندین استاد دیگر را برشمرد که از مؤثرترین شخصیّتها در این زمینه در سطح جهان بوده‌اند.

پرده‌بردای از تندیس فردوسی

ایرنا: همزمان با روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی از تندیس این شاعر حماسه سرای ایرانی در دانشگاه فردوسی مشهد پرده برداری شد. در این مراسم که روز دوشنبه برگزار شد تعدادی از فردوسی شناسان برجسته حضور داشتند که از جمله آنها می‌توان به استادانی چون دکترمیر جلال‌الدین کزازی، دکتر منصور رستگار فسایی، دکتر سیّد محمّد دبیر سیاقی و پروفسور رسول هادی زاده از کشور تاجیکستان نام برد. یکی از فردوسی شناسان در این آئین طی سخنانی گفت: این تندیس به علامت احترام به مقام فردوسی و ستایش از او ساخته شده است. منصور رستگار فسایی افزود: روزی دیار ِ خراسان فردوسی را به ایران و جهان تقدیم کرد و خورشید خراسان همه ایران را درخشان کرد و اکنون دستان هنرمند آقای علی رجبی مقدّم، این تندیس ارزشمند را برای شهر مشهد ساخته است. در حاشیه این آیین نیز سازنده ی تندیس فردوسی در گفت و گو با خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت:برای ساخت این تندیس که از بتُن مسلح ساخته شده، سه ماه وقت صرف شده است. علی رجبی مقدّم افزود:ارتفاع این تندیس دو متر و بیست سانتیمتر و قاعده ی آن یک متر می‌باشد و بااقتباس از تندیس فردوسی ساخته استادابوالحسن صدیقی که هم اکنون در آرامگاه فردوسی نصب می‌باشد، ساخته شده است.

شاعر احیاگر زبان فارسی و تاریخ ملّی

بنا بر آنچه که از اسناد و مدارک برمی‌آید، او از خاندان دهقانان ایرانی بود که به سال‪ سیصد و بیست و نُه یا سیصد و سی ی ِ هجری ی ِ قمری در قریه "باژ" از ناحیه تابران توس متولد شد، کنیه وی "ابوالقاسم" و لقب شاعری او "فردوسی" است. دهقانان در آن روزگار زمینداران کوچکی به شمار می‌رفتند که به فرهنگ ایرانی عشق می‌ورزیدند و نسل به نسل آن را انتقال می‌دادند. فردوسی نیز که از نسل این ایرانیان اصیل به شمار می‌رفت همچون پیشینیان خود درصدد حفظ ارزشهای ملّی ایران بود. حکیم دراوایل زندگی خود از تمکّن مالی قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود و علاوه بر این که باغ بزرگی در تابران توس اقامت داشت، دارای زمین زراعی بود که درآمد زندگی آسوده و راحت خود را از طریق آن ملک تامین می‌کرد. ابوالقاسم فردوسی در جوانی و در روزگار زندگی آسوده و فارغ البال خود در تابران توس، دل در سودای شعر و شاعری داشت و در ایّام فراغت و
اشعاری می‌سرود. وی ظاهرا در سال سیصد و شصت و پنج هجری قمری، یعنی در سی و پنج سالگی به حکم عشق و علاقه‌ای که به زنده ساختن تاریخ کهن و پرافتخار ایران داشت کار سترگ خود یعنی سرودن شاهنامه را آغاز کرد که تا پایان عمر پرافتخارش نیز تداوم یافت. ماخذ اصلی فردوسی در سرودن شاهنامه، شاهنامه منثور ابومنصوری است که در اواسط قرن چهارم به فرمان ابومنصور محمّد بن عبدالرّزّاق توسی تدوین شد و از طریق روایات کتبی و شفاهی به دست فردوسی افتاد و او مجموعه آن را در شاهکار جاویدان خود به نظم کشید. شاهنامه دارای بیش از پنجاه هزار بیت است که در نسخ مختلف به دلیل کسر و اضافه شدن ابیات، تعداد آنها با یکدیگر فرق دارد و گاه تا شصت هزار بیت نیز می رسد. شاهنامه تاریخ و داستانهای ایران باستان را از آغاز تمدّن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ایران به دست اعراب بیان می‌کند و شامل سه دوره ی اساطیری (از عصر کیومرث تا ظهور فریدون) دوره پهلوانی (از قیام کاوه تا مرگ رستم) و دوره تاریخی (از اواخر کیانیان تا انقراض ساسانیان) است که البته همین دوره تاریخی نیز با افسانه‌ها و داستانهای حماسی در آمیخته است. حکیم توس در شاهنامه، پس از نَعت ِ خداوند، توصیف ِ دانش و خِرَد و مدح ِ پیامبر ِ اسلام(ص) و یارانش، از کیومرث آغاز می‌کند و پس از نام بردن شرح زندگی پنجاه پادشاه و داستان و تاریخ و حالات و رزم و بزم پهلوانان و وزیران آنان، کتاب خود را با شکست یزدگرد سوم ساسانی و فتح ایران توسط اعراب به پایان می‌رساند. داستان پادشاهی منوچهر وبیان آغاز تمدّن بشر، ضحّاک، کاوه ی ِ آهنگر، فریدون، سام، زال، رستم، نوذر، افراسیاب، جنگهای ایرانیان و تورانیان، کاووس، هفتخان رستم، سهراب، سیاوش، کیخسرو، بیژن و منیژه، ظهور زرتشت، اسکندر و اشکانیان و ساسانیان هر یک از داستانهای بسیار زیبا، شیرین و جذّاب شاهنامه هستند که خواننده را به عمق تاریخ ِ ملّی و حماسی ایران برده و غرور و افتخارات بزرگ ایرانیان را به آنان باز می‌شناسانند. شاهنامه اگرچه در بادی امر داستان رزمی ایران است ولی حکیم فردوسی در لابه‌لای این اشعار رزمی معانی باریک و مطالب عالی فلسفی و اجتماعی واخلاقی بسیاری را بیان کرده که جذّابیت این کتاب بزرگ را دو چندان ساخته است. حکیم با وجود این که شرح رزم و پیکار ودشمنی‌های اقوام و ملل را گفته؛ امّا روح ِ بزرگ ِ او جهان را با نظر وحدت دیده و ستیزه‌جویی‌های بشر را دلیل نادانی آنان برشمرده است. او حقیقت ادیان را مانند خود خداوند یکی دانسته است و خصومت‌های ملل را بر سر دین ابلهانه توصیف کرده واز تفرقه‌های بی‌مایه مردم با تأثر یاد کرده است. پیر توس در شاهکار بزرگ خود احساسات بشری را با سخنان زیبا و عبارتهای دلربا و دل‌انگیزی تصویر و تعبیر کرده و نشان داده است که در خلق صحنه‌های عاشقانه نیز به همان میزان صحنه‌های رزم و نبرد تبحّر و تسلّط دارد. از میزان دانش و نحوه ی ِ سوادآموزی ی ِ حکیم اطّلاع چندانی در دست نیست؛ ولی به حکم ِ آن که در شاهنامه اطّلاعات فراوانی درباب ادبیّات عربی، شعر و ادب پارسی، تاریخ، فلسفه، کلام،حدیث و قرآن ارایه کرده است، مشخّص می‌شود که در اوان زندگی خویش مطالعات فراوانی داشته و احوال "امم" و "امثال و حکم" را خوانده و با معارف اسلامی به خصوص با قرآن آشنایی کامل داشته است. استاد توس در موقعیّت بسیار خطیر و حسّاسی به سرودن شاهنامه و نظم داستانهای پهلوانان ایرانی همت گماشت؛ زیرا هر چند سُلطه ی ِ اعراب بر ایران، به ویژه بخش شرقی آن بسیار ضعیف شده بود و چند حکومت محلّی نیز همچون "سامانیان" و "آل بویه" در شرق و مرکز و شمال ایران بوجود آمده بودند؛ ولی جنگ و کمشکشهای ِ داخلی بین این حکومتها، نشانه‌هایی تلخ بر زوال و انحطاط این سلسله‌های ملّی ی ِ ایرانی و روی کار آمدن فاتحان قدرتمند بیگانه، بود. از این روی فردوسی که به رسالت عظیم خود پی برده بود، سعی کرد مجموعه عظیمی فراهم آورد که برای همیشه در خاطره ایرانیان باقی مانَد و تاریخ و زبان و هویت و ملیت ایرانی را دوباره زنده کند. وی در ابتدای کار بر سرمایه خود و حمایت تنی چند از دوستانش همچون حسین قتیب حاکم توس و بزرگان آن ولایت علی دیلم و بودلف تکیه کرد و حاکم توس برای تشویق او، شاعر را از پرداخت مالیات معاف کرد. تلاش بی‌وقفه حکیم در مرحله نخست، بیست سال تمام به درازا کشید و وی زمانی موفق به سرودن اکثر داستانهای شاهنامه شد که چند سال از سقوط سلسله ایرانی سامانیان بدست ترکان قراخانی آل افراسیاب و سلطان محمود غزنوی می‌گذشت. تاریخ پایان شاهنامه را
سال چهارصد ِ ه. ق. دانسته‌اند و براساس گفته‌های حکیم که از لابه‌لای اشعار او مشهود است، حکیم در طول این مدّت دراز سختی‌های زیادی را متحمّل گشت و ضربات فراوانی را از جنبه های ِ مادّی، معیشتی و روحی پذیرا شد که مهمترین آن درگذشت پسر جوان و برومندش بود که پیر توس را سخت درهم شکست. شاعر که در این سالها با عُسرت و تنگدستی همراه و همراز بود، پس از اتمام ِ شاهکار ِ بزرگ ِ خود به ناچار و برای گذراندن زندگی ی خود رو به دربار سلطان محمود غزنوی آورد و با عرضه شاهنامه ی ِ خویش، نظر سلطان را به آن جلب کرد. سلطان محمود، پادشاهی ترک زبان و بی‌علاقه به تاریخ و فرهنگ ایران بود ولی در ابتدای کار ِ حکیم او را مورد نوازش خود قرارداد و در شرایطی که در تلاش بود ترکان آل افراسیاب، متّحدان ِ پیشین ِ خود در برانداختن سامانیان را از قلمرو ِ حکومت خویش بیرون راند، تلاش کرد از کتاب شاهنامه برای تهییج احساسات ملّی ایرانیان علیه ترکان ِ آل افراسیاب که مطابق ِ روایات ِ ملّی ایران از نژاد تورانیان به شمار می‌رفتند، بهره جوید. سلطان محمود پس از شکست آنان، روی خوشی به فردوسی نشان نداد و البته بدگویی مخالفان و حاسدان به حکیم نیز بی‌تاثیر نبود و آنان پیر توس را "رافضی" خواندند و از تعصب شاه سنّی متعصّب علیه فردوسی شیعی به نفع ِ خود بهره‌برداری کردند. تلاش ِ خواجه احمد ِ حسن ِ میمندی وزیر بافرهنگ ِ شاه نیز، به ثمر ننشست و سلطان محمود پس از ملاحظه ی هفت مجلد بزرگ شاهنامه مشتمل بر شصت هزار بیت نغز و دلکش و حماسی دستور داد معادل همین مقدار معیّن در ازای ِ هر یک بیت، یک درهم به شاعر بدهند. این توهینی بزرگ برای سخن‌سرای بزرگ توس بود زیرا که او به خوبی از قدر و قیمت شاهکار بزرگ خود آگاه بود، فردوسی مأیوس و سرشکسته از دربار سلطان محمود به گرمابه‌ای رفت و صِلِه ی سلطان را در کمال بی‌اعتنایی به حمّامی و مرد فُقاع فروش بخشید و در کسوتی ناشناس از بیم خشم شاه از غزنه گریخت. جاسوسان خبر بخشش صِلِه ی سلطان به دو فرو مایه را که نشان از بی‌اعتنایی ی ِ شاعر ِ بزرگ ِ ایران به جاه و جلال و مقام سلطان غزنه داشت به اطلاع محمود رساندند و در پی شاعر روانه شدند. فردوسی نیز که از خشم و غرور سلطان محمود آگاه بود چندی در هرات اقامت گزید و سپس از آنجا به نزد شهریار بن شروین حاکم طبرستان که ایرانی پاک نژادی بود رفت و هجویّه‌ای صد بیتی نیز علیه محمود سرود. شهریار، حکیم را سخت گرامی داشت و هجویه صد بیتی او را نیز به یکصد هزار درهم خرید و مانع از انتشار ِ آن شد. استاد سخن فارسی سپس رهسپار دیار خود گشت و در گوشه ی عزلت و اندوه، در سال چهارصد و یازده یا چهارصد و شانزده ه. ق. بدرود حیات گفت.‬
گویند سالها پس از رانده شدن فردوسی از دربار سلطان محمود، شاه در یکی از لشکرکشی‌های خود به هندوستان به یاد حکیم می‌افتد و پشیمان از کرده ی ِ ناصواب خود، دستور می‌دهد مبلغ شصت هزار دینار طلا را با احترام فراوان به منزل فردوسی در توس روانه سازند ولی هدیه سلطان زمانی به دروازه توس رسید که جنازه ی حکیم را از یکی دیگر از دروازه‌های آن شهر تشییع می‌کردند. جنازه حکیم نیز مورد جفای بدخواهانش قرار گرفت و شیخ ابوالقاسم کُرّگانی از عالمان ِ قشری و متعصّب به حکم این که فردوسی عمر ِ خود را به ستایش ِ پهلوانان مجوس گذرانیده است، اجازه دفن او را در قبرستان مسلمانان نداد و از این روی جسد شاعرگران مایه در باغ تابران که متعلّق به خود ِ فردوسی بود، به خاک سپرده شد.

  
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


شاهنامه آیینه ی تمامْ نمای ِ ارزشهای انسانی

برگرفته از تارنگار ایران شناخت(دکتر جلیل دوستخواه)



ارزشهای بنیادین ی انسانی و پایگاه والای زن در شاهنامه ی فردوسی


روشنگری درباره ی یک برداشت نادرست

 

همه ی آگاهان از فرهنگ باستانی و ادب ِ کهن ِ فارسی به خوبی می دانند که پس از گاهان، سرودهای جاودانه ی زرتشت، اندیشه ورز و شاعر بزرگ ِ ایرانی در چند هزاره پیش از این، تنها فردوسی ی حماسه سراست که در یک هزاره پیش از روزگار ِ ما در منظومه ی بزرگ و انسان محور و جهان شمولش شاهنامه، زن را در پایگاه سزاوار ِ او که یار و یاور و هم دل و هم زبان مرد است، توصیف کرده و به زیباترین و شیواترین و شکوهمندترین زبان و بیانی ستوده و ارج گزارده است.
هیچ یک از دیگر متن های نثر یا نظم فارسی ی هزاره ی اخیر از این دیدگاه، نه تنها به گرد ِ پای ِ شاهنامه نمی رسد؛ بلکه در پاره ای از آنها به تکرارْ با دیدگاه های جزمی ی مردسالارانه و زن نکوهانه و زن ستیزانه برمی خوریم. بررسی و بحث درباره ی همه ی این موردها، فرصت و مجالی گسترده می خواهد و در گنجایش این گفتار کوتاه نیست.
امّا جای دریغ است که بسیاری از ما ایرانیان، نمونه ی درخشانی همچون شاهنامه را نیز ژرف نمی کاویم و به گونه ای روشمند، ارزنمی یابیم و در رویکرد به متن ِ آن، هر چاپی را که به دستمان بیفتد، ساده نگرانه و زودباورانه، رونوشت ِ بی کم و کاستی از دست نوشت ِ شاعر می انگاریم و هر یاوه و هذیانی را که رونویسان ِ این اثر بزرگ در درازنای ِ سده های پشت ِ سر بر آن افزوده باشند، به سراینده نسبت می دهیم و بر پایه ی آنها بر کرسی ی داوری می نشینیم و بانگ بر می آوریم که فردوسی چُنین گفت و چُنان سرود!

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧


پیام شاهنامه: اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک

برگرفته از رادیو فردا

پیام شاهنامه: اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک

مهرداد سپهری

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ماه روز گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است که از وی به عنوان «برترین شاعر ملی ایرانیان» یاد شده است.

در ایران و چند کشور جهان، به همین مناسبت، مراسم و سخنرانی هایی برگزار می شود و ایران شناسان و پِژوهندگان شاهنامه، در باره این شاعر و شاهنامه اش مقالات پژوهشی و سخنرانی های بسیاری ایراد خواهند کرد.

رادیو فردا به همین مناسبت با  جلیل دو ستخواه ، شاهنامه شناس و پژوهشگر سرشناس متون اوستایی، مصاحبه ای انجام داده است .  

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٦