همایش شاهنامه از استوره تا تاریخ

یاسمین مجتهد پور

همایش "شاهنامه از استوره تا تاریخ" سه شنبه 14 آبان در دانشگاه تربیت معلم (واحد تهران) با حضور تنی چند از دانشجویان و شاهنامه پژوهان جوان برگزار شد. این همایش به همت انجمن فرهنگی بیستون و انجمن علمی تاریخ دانشگاه تربیت معلم برگزار شد که دکتر میر جلال الدین کزازی نخستین سخنران این نشست بودند ، ایشان در آغاز سخنان خود با اشاره به جمع صد و چند نفری دانشجویان مشتاق حاضر در سالن گفتند که : همین دوست داری شاهنامه از دید من سترگ ترین و سُتوار ترین سنجه در ایرانی بودن شماست ، ما ایرانیان مردمانی بوده ایم بسیار بهروز و بخت یار که یزدان دادار بر ما فراوان مهر ورزیده است تا در یکی از باریک ترین ، دشوارترین یا آنچنان که امروزیان می گویند سرنوشت سازترین روزگاران در تاریخ ایران ، ابر مرد اندیشه و  ادب و فرهنگ ایران ، فردوسی را به ما ایرانیان ارمغان دهد تا او شاهنامه را بسراید. ایشان افزودند چارانه های خیام - غزلهای "حافظ" و "سعدی" - رازنامه ی بزرگ مولانا جلالدین "مثنوی" - در پیوسته های نازنین غزنین "سنایی" - سروده های پر شمار پیر هُژیر نشابور "عطار" - چامه های سُتوار خاقانی و انوری و کمال الدین اسماعیل سپاهانی - پنج گنج گران ِ دَستان زن ِ داستانهای کهن "نظامی" - وهر شاهکار دیگر از این دست ، در جهان می درخشد اما شاهکاری که همه ی این منش ، همه ی این فرهنگ ، همه ی این چیستی را جاودانه گردانده و  بر ما آشکار می دارد ، شاهنامه است. شما اگر روزگاری بخواهید بدانید که ایرانی بودن چیست؟ به چه معنیست ؟ ایرانی کیست؟ چه ویژگیهایی دارد؟
برترین و گرانمایه ترین آبشخور(سرچشمه) شما برای رسیدن به این آگاهی و شناخت ، شاهنامه است .
 فردوسی اوستادان، اوستاد ادب پارسی است . شاهنامه ، شاه ِ نامه های ایران است . اگر در سپیده دم سخن پارسی ، فردوسی بالا نمی افراخت و شاهنامه را نمی سرود هیچ یک از آن سالاران سترگ سخن سر بر نمی توانستند آورد ، هیچ کدام از آن شاهکارها پدیدار نمی توانستند شد ، اگر ما ایرانی هستیم و به ایرانی بودن خود نازان و سر افرازیم ، اگر به زبان دلاویز پارسی  با یکدیگر سخن می گوییم ، این همه را در گرو و وامدار فردوسی و شاهنامه هستیم . ایشان پس از 45 دقیقه سخنرانی ، در پایان خاطر نشان ساختند که : شاهنامه ما را به ما می شناساند ، ما را به ما باز می گرداند ، شاهنامه نامه ی سرشت ایران است ، پس می تواند و می باید نامه ی سرنوشت ایران باشد . دکتر کزازی  پس از پایان سخنرانی به هموندان انجمن فرهنگی بیستون گفتند که:" بیستون با شمایان بدون ستون نیست "
"ستایش کنم ایزد پاک را          که گویا و بینا کند خاک را
به موری دهد  مالش نره شیر    کند پشه بر پیل جنگی دلیر
جهان را بلندی و پستی تویی      ندانم چه ای هر چه هستی تویی"
این ابیات آغازین ِ سخنان ِ سرنشین ِ بنیاد نیشابور "استاد فریدون جنیدی " بود که با اشاره به تاریخ سرایش شاهنامه ادامه یافت . ایشان تاکید کردند که شاهنامه را فردوسی از خود نسروده است :
"یکی نامه بد از گه باستان            فراوان بدو اندرون داستان
پراکنده در دست هر موبدی          از او بهره ای برده هر بخردی
یکی پهلوان بود دهقان نژاد           دلیر و بزرگ و خردمند و راد"
این پهلوان ، انوشه روان "ابو منصور محمد بن عبدالرزاق توسی" پور بابک خراسانی ست ، پهلوان بزرگی که همه ی ایرانیان وامدار او هستند، چون اگر او نمی بود شاهنامه گرد نمی آمد.این پهلوان بزرگ چند تن را از شهر های مختلف زیر نظر وزیرش "ابو منصور" گرد آورده و فرمان داد تاشاهنامه را جمع آوری کنند . این نامها در پیش گفتار شاهنامه نیامده ، چرا که در آهنگ گفتار فردوسی نمی گنجد ، اما خوشبختانه در پیشگفتار شاهنامه ی ابو منصوری این نامها هست که عبارتند از :
- شادان برزین از توس
- ماخ ، پهلوان بزرگ خراسانی در بلخ
- ماهوی خورشید ، موبد نیشابور
- موبد یزدان داد ، موبد سیستان
استاد جنیدی در ادامه به شکافتن ریشه ی برخی واژه ها پرداختند و از برخی آیینهای نیکوی ایرانی نمونه آوردند و سپس در پایان با اشاره به نمونه هایی از یافته های نوین باستان شناسی که نشانگر تاریخ کهن ایران زمین است به سخنان خود پایان دادند. هم نوازی سنتور و دف بوسیله ی گروه جوان سال خرمی ، روایتگری شاهنامه بوسیله ی خانم فاطمه غلامی و چند سخنرانی و ...از دیگر بخشهای این همایش بود که با پخش سرود تصویری "ای ایران" به پایان رسید ،هنگام پخش تصاویری از ایران اشک در چشمان حاضرین از جمله استاد فریدون جنیدی حلقه زده بود.

عکس های بیشتر در پی می آید.

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٥


هویت ایرانی در شاهنامه

برگرفته از تارنمای آتی بان

هویت ایرانی ریشه در اسطوره‌هایی دارد که از هزاران سال پیش نیاکان ما آن‌ها را خلق کردند و استمرار بخشیدند و داستان‌های حماسی درباره شاهان و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون کیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران پشتوانه‌های فکری و معنوی نیرومندی بود که همبستگی ملّی را سخت تقویت می‌کرد. از سپیده‌دم تاریخ تاکنون به‌رغم آن‌که ایران بارها در معرض هجوم دشمنان خود بوده، و گاه شکست‌های وحشتناکی متحمّل شده و سرتاسر کشور به‌دست بیگانگان افتاده، ولی ایرانیان هیچ‌گاه هویت خود را فراموش نکردند و در سخت‌ترین روزگاران که گمان می‌رفت همه‌چیز نابود شده، حلقه‌های مرئی و نامرئی هویت ملّی چنان آنان را با یک‌دیگر پیوند می‌داد که می‌توانستند ققنوس‌وار ازمیان تلی از خاکستر دگربار سر برآورند.

              

ادامه مطلب   
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۳