سلم و تور و ایرج: بن مایه و پیرایه ها

برگرفته از بنیاد مطالعات ایران

حبیب برجیان
مریم محمدی کُردخیلی


تاریخ ملی ایران (شاهنامه و تألیفات هم ردیف آن) جامع و پیوند دهنده داستان ها و رویدادها و شخصیت هایی است که در اصل به هم مربوط نبوده اند. پادشاهان پیشدادی همانند کیومرث و هوشنگ و طهمورث و جمشید و ضحاک و فریدون و منوچهر در روایات مزدیسنی شخصیت های مستقل اساطیری اند که در کار آغاز و انجام جهان دخالت داشته اند، ولی در تاریخ ملی به صورت پادشاهان یک سلسله آمده اند. در پی آنان سلسله کیانی پدیدار می شود که خود شامل دو دودمان مستقل از ایران شرقی است و پهلوانان آن، خاندان های سام و زال و گروهی از نامداران اشکانی، نیز منشأئی کاملاً جداگانه دارند. بهمن و دارا، آخرین پادشاهان کیانی، سیمای کمرنگی از هخامنشیان متأخر را به نمایش می گذارند و آنگاه با حمله اسکندر تاریخ واقعی ایران غربی آغاز می شود.


برگرفته از بنیاد مطالعات ایران

حبیب برجیان
مریم محمدی کُردخیلی


تاریخ ملی ایران (شاهنامه و تألیفات هم ردیف آن) جامع و پیوند دهنده داستان ها و رویدادها و شخصیت هایی است که در اصل به هم مربوط نبوده اند. پادشاهان پیشدادی همانند کیومرث و هوشنگ و طهمورث و جمشید و ضحاک و فریدون و منوچهر در روایات مزدیسنی شخصیت های مستقل اساطیری اند که در کار آغاز و انجام جهان دخالت داشته اند، ولی در تاریخ ملی به صورت پادشاهان یک سلسله آمده اند. در پی آنان سلسله کیانی پدیدار می شود که خود شامل دو دودمان مستقل از ایران شرقی است و پهلوانان آن، خاندان های سام و زال و گروهی از نامداران اشکانی، نیز منشأئی کاملاً جداگانه دارند. بهمن و دارا، آخرین پادشاهان کیانی، سیمای کمرنگی از هخامنشیان متأخر را به نمایش می گذارند و آنگاه با حمله اسکندر تاریخ واقعی ایران غربی آغاز می شود.

 داستان سلم و تور و ایرج نه تنها حلقه واسطه میان فریدن و منوچهر است، بلکه با تقسیم شهریاری جهان به سه قلمرو ایران و توران و روم نقطه عطفی در تاریخ ملی به شمار می رود. بن مایه داستان همان تقسیم شهریاری جهان میان سه فرزند است که ریشه اش در ژرفای هزاره ها مدفون شد و در باره آن سخنی با اطمینان نمی توان گفت. پیوستن این بن مایه به سرگذشت فریدون، از یک سو، و منوچهر، از سوی دیگر، نیازمند پیدایش دو پدیده دیگر بوده است. نخست سه شخصیت تازه به نام های ایرج و تور و سلم برپایه نام سه قوم باستانی (ایرانی و تورانی و شاید سَرمَتی) ساخته شده تا پسران سه گانه فریدن ونیای سه قوم ازبازیگران صحنه تاریخ ملی باشند. دوم پیرایه هایی- نظیرخوی سه برادر، ازدواج و آزمودن ایشان و جغرافیای قلمرو تقسیم شده، برادرکشی وکین خواهی-به بن مایه افزوده شده تا داستان جای مطلوب خودرا دررشته داستان های ملی باز کند و شکل نهایی به خود گیرد.

دراین مقاله، ابتدا به تجزیه، معرفی عناصرو بازسازی داستان می پردازیم و سپس نکاتی را در باب قدمت و زمان تشکل آن یاد آور می شویم. در اوستای موجود ذکری از داستان نیست، اما دینکرد هشتم خلاصه ای از روایت چهرداد نسک سامانی را در بردارد. در میان متون پهلوی روایت یادگار جاماسپی از همه مفصلتر است. طبری و مسعودی و ثعالبی روایت نسبتاً کاملی از داستان را به دست می دهند، حال آن که پرداخته ترین روایت را در شاهنامه می توان یافت. منابع پس از فردوسی عموماً از شاهنامه الهام گرفته اند، اما گاه عناصری از متون کهن را نیز در بردارند. روایت ایرانشاه بنابی الخیر در کوش نامه اصیل نمی نماید اما از آن جا که از دیگر منابع متفاوت است از آن نیز بهره جسته ایم.


تجزیه داستان

 نَسَب سلم و تور و ایرج. در مورد پدر سلم و تور و ایرج هیچ اختلافی میان منابع پهلوی و عربی و فارسی نیست. کلیه منابع سلم و تور و ایرج را، مستقیم یا تلویحا"، بهعنوان سه پسر فریدون نام می برند. دینوری1 که به اختلاط افسانه های ایرانی و سامی قائل است، نمرود را که همان فریدون است، پدر سلم و تور و ایرج می داند.
 در ترتیب سنی نیز منابع متفق القولند که سلم برادر مهتر، تور برادر میانی و ایرج برادر کهتر است. فردوسی،2 نیز بر این باور است، اما زایش هر سه برادر را در سال پنجاهم از پادشاهی (یا عمر؟) فریدون می داند. نام مادران سه پسر را فقط فردوسی،3 و ظاهرا" به تبع او، مجمل التواریخ4 ذکر می کنند. شهرناز مادر سلم و تور و ارنواز مادر ایرج است. اگرچه سایر منابع در این خصوص خاموشند، اما پیوند این دو زن با فریدون سابقه ای دیرین دارد و در یشت ها ذکر شده است.5 درکوشنامه مادر سلم و تور از خاندان ضحاک است.6

ازدواج با سه خواهران. پیوند سه پسر فریدون با سه خواهر فقط در چند منبع آمده است. در همه منابع پدر دختران پادشاهی تازی یا یمانی است: در خلاصه چهرداد نسک7 پادسُرَو شاه تازیکان و خویشاوند تاز/ تاچ؛ در رساله ماه فروردین روز خرداد (بند 14)، بوخت خسرو شاه تازیان؛ در البدء مقدسی8 فرع بنهب؛ و در شاهنامه سرو.10 در شاهنامه شاه یمن به این وصلت راضی نیست، ولی چاره جویی او به شکست می انجامد. ماه فروردین و مقدسی ازدواج را پس از تقسیم جهان ذکر می کنند و در شاهنامه نامگذاری سه پسر فریدون و سه نو عروس بلافاصله پس از دواج صورت می گیرد.

 خوی سه برادر و آزمودن آنها. تنها یادگار جاماسپی و فردوسی درباره خلق و خوی متباینی از سه برادر سخن می گویند، که ماَلا" در تقسیم جهان میان ایشان تأثیر داشت. در یادگار جاماسپی سلم به خواسته و ثروت، تور به جنگ، و ایرج به داد و دین گرایش دارند. این گرایش ایرج به سبب فره کیانی اوست که فریدون از سر خود برگرفت و به سر ایرج نهاد و با این کار تا قیامت فرزندان ایرج را بر فرزندان سلم و تور پادشاه کرد. فردوسی خوی هر یک از برادران را درطی آزمایشی که پدر از ایشان به عمل می آورد، آشکار می سازد. فریدون در کالبد اژدهایی به یکایک پسران می تازد. پسر مهتر کارزار اژدها را در خور خردمندان نمی داند و می گریزد. پسر میانی کمان می کشد و به نبرد اژدها می رود. پسر کهتر اژدها را اندرز می دهد که از پیش ما بازشو وگرنه پاداش بدخویی ترا خواهیم داد. بدین ترتیب سلم به ثروت طلبی و خرد، تور به سلحشوری، و ایرج به داد (اعتدال میان خرد و دلیری) و دین منسوب می شوند.

 داستان آزمودن سه فرزند در روایت طبری10 سیاقی دیگر می گیرد بدین شرح که فریدون نام کشورها را بر سه تیر می نویسد و میان پسران قرعه می کشد تا پادشاهان آینده کشورها معلوم گردند.

 تقسیم جهان. تقسیم قلمرو فریدون میان سه پسر هسته اصلی داستان سلم و تور و ایرج است و در اکثریت منابعی که از سه فرزند فریدون یاد می کنند، آمده است. زمان تقسیم در رساله ماه فروردین روز خرداد در روز خرداد از ماه فروردین که همان نوروز بزرگ است، ذکر شده است. در خلاصه چهرداد نسک این خونیرس است که بخش می شود و درسایرمنابع جهان یا زمین یا مملکت فریدون.

 این که اراضی شرقی و میانی و غربی به ترتیب به تور و ایرج و سلم واگذار شد، مورد تأیید اکثرمنابع است (فقط دینوری است که به جای سرزمین، قلمرو اعقاب نمرود را ذکر می کند). اختلاف منابع فقط در جزئیات سرزمین های شرقی و میانی و غربی است. در عموم روایات ترکستان (ترک، توران، ماوراءالنهر) سهم تور است. برخی منابع چین و تبت و حتی هند را هم همراه با سرزمین ترک ذکر می کنند. همین طور، روم سهم سلم است که غالبا" توأم با مغرب ذکر می شود و گاه شام و مصر و فرنگ نیز با آن همراه می گردد.

سهم ایرج که ممالک میانی است، به گونه های مختلف بیان شده است. منابع پهلوی و هم فارسی (شاهنامه، زین الاخبار، تاریخ گزیده) نام های آشنای ایران یا ایرانشهر را به کار می برند. ثعالبی تنها عربی نویسی است که لفظ ایرانشهر را (با ایالات آن) ذکر می کند. در چند تألیف عربی «فارس» را باید به معنی عام «ایران» گرفت. «عراق»ی که در چند مأخذ آمده، عراق عرب است، زیرا «عراق عجم» از عهد سلجوقی به بعد به جای الفاظ «جبال» یا «کوهستان» (ماد باستان) به کار رفته. منظور از بابل نیز همان عراق است. عربستان یا عرب در عهد ساسانی غالبا" به نواحی شمالی جزیرةالعرب اطلاق می شد و جزیی از ایرانشهر به شمار می آمد. هندوستان را طبری و حمزه و ابن بلخی سهم ایرج می دانند و ثعالبی سهم تور. این اختلاف ازاین جا باید سرچشمه گرفته باشد که این تقسیم سه گانه اساطیری-سیاسی با جهان بینی جغرافیاییِ «هفت اقلیم» که در آن هندوستان اقلیمی جداگانه محسوب بوده، سازگاری ندارد؛ بنابراین در الحاق هند (که جلگه سند هم از آن اراده می شده)، به بخش شرقی یا میانی عالم، تفاوت آراء مشاهده می شود. قول طبری دایر بر سهم ایرج (که «عراق و هند» است) اگر «عراق تا هند» خوانده شود، منطقی خواهد بود. حمدالله مستوفی که مرز میان سه بهره را رودهای جیحون و فرات قرار داده، درحقیقت درک روزگار خود را از حدود «ایران» بیان می کند.

برادرکشی. کشته شدن ایرج را به دست برادران، همه منابع جز خلاصه چهرداد نسک، در پی تقسیم جهان آورده اند. انگیزه این قتل در عموم منابع آز و رشک سلم و تور نسبت به بهره ایرج از ممالک پدر بیان شده است. گاه نیز نافرمانی نسبت به پدر که در نفس این قتل جای دارد، عامل اصلی شناخته شده است. فقط کوش نامه است که باج خواهی ایرج از برادران را نیز علّت دیگری برای این نافرمانی می داند.11

درباره تصمیم فریدون دایر بر تقسیم جهان داوری هایی شده است. مینوی خرد فریدون را به کم خردی وغیر مستقیم، به کاشتن تخم کین در پیوند(نسل) متهم می کند. ثعالبی نیز تقسیم جهان را نتیجه غرور بی جا و کوته بینی فریدون می داند.12 فردوسی و ثعالبی و خاصه ایرانشاه شرحی مفصل از این داستان به دست می دهند امّا منابع دیگر به یکی دو جمله اکتفا می کنند. روایت فردوسی و ثعالبی درکلّیات همسان است. مطابق این روایت درایام سالخوردگی فریدون، سلم تور را به نافرمانی فرا می خواند.13 سلم و تور به اتفاق نام های به فریدون می فرستند و در آن با شکوه از اندکیِ حصه خود از تقسیم جهان، از او می خواهند که ایرج را برای دیداری برادرانه نزد ایشان فرستد یا آنکه پذیرای جنگ باشد. ایرج، که به ویژه در شاهنامه چهرهای عارفانه دارد، از در صلح و آشتی در می آید و حاضر می شود برای فرو نشاندن خشم برادران پاره ای از کشور خود را به آنها واگذارد. چون ایرج داوطلبانه به نزد برادران می رود و سپاهیان سلم و تور صورت و سیرت وی را می بینند شیفته او می شوند و بر رشک سلم و تور می افزایند. در مشاجره ای تند با ایرج، تور کرسی زرین بر سرش می کوبد و سرش را نزد پدر می فرستد. در نقل این جزئیات، راویانِ پس از فردوسی از شاهنامه تأثیرگرفته اند. در شاهنامه و کوش نامه ایرج به دست تور کشته می شود. مسعودی «برادر» را قاتل ایرج می داند.14

 در برخی منابع فرزندان ایرج نیز کشته می شوند. برای نمونه، بندهشن از قتل فرزندان و نوادگان و بسیاری از اعقاب؛ یادگار جاماسپی15 ازتمام فرزندان و خویشان به جزکنیزکی (دختری) «ویزک» نام در شمار کشتگان یاد می کنند؛ و طبری نیزمی گوید دو پسر ایرج کشته شدند و دختری خوزک/خوشک نام بماند.
در عموم منابع، پس از فریدون سلطنت ایران رسماً به منوچهر می رسد. اما در بندهشن، دوازده سال از دوره پانصد ساله پادشاهی فریدون ویژه پادشاهی ایرج است. به نوشته طبری، پس از مرگ فریدون است که سلم و تور ایرج را می کُشند و سیصد سال برزمین پادشاهی می کنند. بلعمی، مترجم طبری، می گوید که سلم و تور، پس ازکشتن ایرج، کشوررا به دو نیم کردند. در کوش نامه سلم و تور از روی عاقبت اندیشی بهره ای از جهان را نیز به کوش پیل دندان می دهند.

کین خواهی منوچهر از سلم و تور. در باره نسب منوچهر اختلاف در متون بسیار است. ولی منابع معتبر شجره او را به دختر ایرج می رسانند که در پناه نیای خود فریدون از کشتار سلم و تور جان بدر برده بود. منوچهر چون بزرگ شد به کینِ نیایِ خود ایرج از سلم و تور کمر بست. اکثر منایع از این کین خواهیِ یاد می کنند. بندهشن و طبری و مسعودی و بلعمی و مقدسی و بیرونی و ابن بلخی و مجمل التوریخ و حمدالله مستوفی جز ذکر نام قاتل و مقتولان اطلاع مفید دیگری بدست نمی دهند. مینوی خرد کین خواهی ایرج را از جمله سودهای بزرگ هزاره زردشت می شمارد. یادگار جاماسپی از فرمان نریوسنگ در لشکرکشی منوچهر سخن به میان می آورد. رساله ماه فروردین روز خرداد زمان این حادثه را، همچون بسیاری حوادث دیگر، نوروز بزرگ ذکر می کند.

 تعداد لشکریان منوچهر را یادگارجاماسپی سه هزار، فردوسی سیصد هزار، ثعالبی، گردیزی سی هزار گزارش می کنند. درباب جنگ منوچهر با سلم و تور ثعالبی شرحی مفصل و فردوسی داستان پردازی ها دارد. هردو متن نه تنها در کلیات داستان، بلکه در برخی جزئیات نیز یکسانند. منوچهر با سپاهی به سالاری قارن در طی یک رشته جنگ و گریز نخست تور و سپس سلم را می کشد و سر آنان را نزد فریدون می فرستد. درکوش نامه نیز قارن سالار سپاه ایرج است. تفاوت اساسی کوش نامه با فردوسی و ثعالبی این است که در جنگ هاکوشِ پیل دندان به یاری سلم و تور می آید و با منوچهر نبرد می کند. منوچهر با گرزِ نیا تور را هلاک می کند. سلم نیز سرانجام گرفتار می گردد و به فرمان منوچهر اورا به دونیم می کنند.

بازسازی داستان. غالب منابع، از خلاصه چهردادنسک گرفته تا شاهنامه، در کلیات داستان هم رأی اند. اگر از الحاقات داستان (نظیر آنچه در کوشنامه آمده) و داستان سرایی فردوسی چشم پوشی کنیم، و تنها فصل مشترک متون اصیل تر را به شمار آوریم، داستان را چنین می توان بازسازی کرد:

فریدون سه پسرداشت. پسر مهتر سلم، پسر میانی تور، و پسرکهتر ایرج نام گرفتند. سلم و تور از شهرناز بودند و ایرج از ارنواز بود. فریدون از سه دختر پادشاه تازیان خواستگاری کرد و ایشان را به ازدواج پسران خود درآورد. پدر در فرزندان خویش صفات متفاوتی می دید: خرد و ثروت خواهی را در سلم، دلیری و جنگاوری را در تور، دادگری و دینداری را در ایرج. آشکار بود که فرَه کیانی به ایرج خواهد رسید. فریدون پادشاهی جهان را میان سه پسر خود بخش کرد. پاره اصلی، که ایران را نیز دربر می گرفت، از آن ایرج شد. سرزمین های شرقی با توران به تور و سرزمین های غربی به سلم رسید. با این تقسیم، فریدون در حقیقت بذر نفاق میان سه کشور افشاند. دیری نگذشت که آز و رشک بر سلم و تور چیره شد و ازاین که بهترین بهره از شهریاری نصیب ایرج شده بود سر به نافرمانی گذاشتند. سلم و تور ایرج را به دیدار فرا خواندند و او و فرزندانش را کشتند. تنهادختری جان بدربرد. سرانجام پسری از نسل ایرج زاد که منوچهر نام گرفت. منوچهر، چون بزرگ شد با سپاهی به جنگ تور و سلم شتافت و آن دو را کشت.


قدمت داستان

 این که این روایت بازسازی شده به کدام دوره تعلق دارد، تا حدودی از جغرافیای داستان معلوم می شود. تازی بودن پدر سه عروس بی تردید عنصری است که از روایات ایرانی غربی سرچشمه می گیرد. اشاره به موضوع در خلاصه چهردادنسک، که پارهای از اوستای ساسانی تلقی می شود، تنها اصالت این عنصر از نسک مذکور را در مظان تردید قرار می دهد.

سه بهره کردن زمین اگرچه می تواند قدمتی به کهنگی فریدون (که خصائص وی برپایه تثلیث است) داشته باشد، لیکن برای سه بهره کردن زمین (یا کشوری) به شرق و میانه و غرب قرینه مستند و استواری در ادبیات و تاریخ بسیار قدیم ایران نمی توان یافت. در دوره ایران میانه (اشکانی و ساسانی) است که جغرافیای سیاسی ایرانشهر بر مفهوم دشمنان شرقی (خیونان وهیاطله و ترکان) و غربی (یونان و روم) استوار می شود. آمیختن این واقعیت سیاسی با عامل فرهنگی به دینی ایرانیان و بد دینی دو همسایه شرقی و غربی در طی سدههای متمادی می تواند به مفهوم شرقی-میانی- غربی پروانه ورود به حریم اساطیر داده باشد. اگر قدمت انتساب توران به شرق قابل احراز نباشد، انتساب روم (یونان و روم) به غرب از الحاقات ایرانیان غربی است.

 نکته ای که تعلق جغرافیایی داستان را به روایات غربی تأیید می کند، صفاتی است که برای سه برادر و خاصه سلم قائل شده اند. این صفت ها همان است که ایرانیان در طی تاریخ برای خود و همسایگان ایران قائل بوده اند؛ بابلیان و مصریان و یونانیان و رومیان را به خرد و نیرنگ و ثروت و بیابانگردان شمال شرقی (سکاها و هیاطله و ترکان) را به جنگاوری و تجاوز می شناختند، در حالی که ایرانیان خود را نگاهدار اعتدال و دینداری می دانستند. قائل شدن صفت جنگاوری برای تورانیان البته ظاهرا" قدمتی بس کهن دارد و به دوران مجاورت قوم اوستایی با طوایف تورانی باز می گردد.

گفته شد که سابقه جغرافیایی شرقی-غربی داستان سلم و تور و ایرج، و به ویژه انتساب سلم به روم، نباید قدمتش از عهد اشکانی فراتر برود و احتمالا" در نیمه این دوره ساخته شده است. همچنین تازی بودن پدر دخترانی که با سه پسر فریدون ازدواج کردند، با آن که در خلاصه چهردادنسک نیز ذکر شده، نمی تواند به روایات شرقی ایران تعلق داشته باشد. با این حال هسته اصلی داستان، یعنی تقسیم کشور میان سه فرزند و حتی برادرکشی و کین خواهی بعد از آن، احتمال دارد به روزگاری بس کهن تر برگردد. ذکر داستان در خلاصه چهردادنسک، به رغم پیرایه های جدیدتر، چنین احتمالی را تقویت می کند.

قرینه دیگری که برای اثبات قدمت داستان آوردهاند، اسطوره سکایی تقسیم کشور میان سه فرزند است. هرودوت در کتاب چهارم، فصلهای 5 تا 7، از تاریخ خود افسانه ای از سکاهای شمال دریای سیاه نقل کرده که عناصری از آن با داستان ایرانی تقسیم جهان مشابهت دارد. بنابر این افسانه، تارگیاتوس نخستین بشر و فرزند "زئوس" سه فرزند به نام های لیپو و آرپو و کولا داشت. کولا کشور خود رامیان سه پسرخویش تقسیم کرد و بخش اصلی را به کهترین فرزند داد.16

ممکن است این داستان میان سکاها و قوم اوستایی مشترک بوده و میراث اقوام ایرانی پیش از انشعاب باشد. این احتمال نیز هست که قوم اوستایی آن را از سکاها اخذ کرده باشند. اما چنان که دومزیل نشان داده، قدمت بن مایه های این داستان را تا دوران همزیستی هند و اروپاییان می توان ردیابی کرد.17
----------------------------------------------------------------------------------

پانوشت ها:

1. ابوحنیفه دینوری، اخبارالطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، چاپ دوّم، ص33.

2. ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، نیویورک، جلد 1، فریدون، بیت 46.

3. همان، بیت 49.

4. مجمل التواریخ والقصص، به تصحیح ملک الشعرا بهار، تهران، 1318، ص27.

5. یشت 5 (آبان)، بند 33 و 34؛ یشت 9 (گوش)، بند 14؛ یشت 15 (رام)، بند 24؛ یشت 17 (ارت)، بند 35.

6. جلال متینی، «روایتی دیگر درباره ایرج و تور و سلم و بخش کردن جهان،» ایران شناسی، ج 1، شماره 3، (1370) صص 151.

7. دینکرد هشتم، فصل 13، بندهای 9 و 10.

8. مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، به کوشش هوار، پاریس، جلد 3، ص 104.

9. شاهنامه، ج 1، فریدون، بیت 64.

10. محمدبن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، لیدن، 1879، ج1، ص212.

11. متینی، همان، ص155.

12. ابومنصور عبدالملک ثعالبی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ترجمه محمد فضایلی، تهران، 1368، ج1، صص34-5.

13. شاهنامه، ج 1، فریدون، بیت 284 و بعد. در کوشنامه این تور است که سلم را به سرپیچی دعوت می کند. ن. ک. به: متینی، همان، ص155.

14. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، 2536، ج1، ص220.

15. متون پهلوی به کوشش جاماسپ آسانا. بمبئی، 1913، فصل 4، بند 40.

16. آرتور کریستنسن، نمونه های نخستین انسان و نخستین شهریار، ترجمه و تحقیق احمد تقضّلی و ژاله آموزگار، تهران، 1368، ص168.

17. ن. ک. به:

G. Gnoli, Zoroaster's Time and Homeland, Naples,1980, pp. 115-19

***

فهرست مآخذ

آموزگار، ژاله و احمد تفضّلی، اسطوره زندگی زردشت، تهران، 1375.

ابن الاثیر، الکامل فی التاریخ، به کوشش تورن برگ (C.J. Tornberg) ، 13 جلد، 1867؛ تجدید چاپ: بیروت، 1385/1965.

ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان، به کوشش عباس اقبال، 2 جلد در یک مجلد، تهران، 1320.

ابن بلخی، فارسنامه، به کوشش لیسترانج و نیکولسون، کمبریج، 1921.

بلعمی، ترجمه تاریخ طبری، تصحیح ملک الشعراء بهار، به کوشش محمد پروین گنابادی، تهران 1353؛ به کوشش محمد جواد مشکور، تهران، 1337.

بندهش، گزارده مهرداد بهار، تهران، 1369.

بیرونی، کتاب آثارالباقیه، به کوشش زاخائو (E. Sachau)، لیپزیک، 1923؛ ترجمه انگلیسی: ن . ک. Sachau، ترجمه فارسی: اکبر داناسرشت، تهران، 1352.

پورداود، ادبیات مزدیسنی: یشت ها، 2 جلد، بمبئی، 1307؛ تجدید طبع جلد 2، تهران، 1347.

------ ، یسنا، جلد 1، بمبئی، 1938.

------ ،« شهرستان های ایران»، شهرهای ایران، به کوشش محمد یوسف کیانی، جلد 2، تهران، 1368، ص 332-49.

ثعالبی، ابومنصور عبدالملک، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم (غررالسیر)، (و ترجمه فرانسوی)، به کوشش زوتنبرگ (H. Zotenberg)، پاریس، 1900؛ ترجمه فارسی: محمد فضایلی، تهران، 1368.

حمزه اصفهانی، کتاب تاریخ سِنی ملوک الارض و الانبیاء، بیروت، 1961؛ به کوشش Gottwaldt E.M.، لیپزیک، 1844-48. (؟)؛ ترجمه فارسی: جعفر شعار، تهران،1346.

دینکرد، به کوشش مدن، بمبئی، 1911.

دینَوری، ابوحنیفه، الاخبار الطوال، به کوشش گیرگاس (V. Guirgass) ، لیدن، 1888؛ ترجمه فارسی: محمود مهدوی دامغانی، چاپ دوم، تهران 1366.

زند بهمن یسن، ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران، 1370.

شایست و ناشایست، به کوشش تاوادیا، هامبورگ، 1930.

طبری، محمدبن جریر، تاریخ الرسل والملوک، به کوشش دوخویه (M.J. de Goeje)، 15 جلد، لیدن، 1879 1901-؛ چاپ دوم، 1964؛ ترجمه انگلیسی: ر ک: Tabari

فردوسی، شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، دفتر یکم، نیویورک، 1366.

------ شاهنامه، 9 جلد، مسکو، 1960-71.

کریستن سن، آرتور، نمونه های نخستین انسان و نخستین شهریار، ترجمه و تحقیق احمد تفضلی و ژاله آموزگار، 2 جلد، تهران، 1364، 1368.

گردیزی، زین الاخبار، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران 1347.

گزیده های زادسپرم، ترجمه محمدتقی راشد محصل، تهران، 1366.

متون پهلوی، به کوشش جاماسپ آسانا، بمبئی، 1913.

متینی، جلال، «روایتی دیگر (= کوش نامه) درباره ایرج و تور و سلم و بخش کردن جهان»، ایران شناسی، 3/1 (1370)، ص 159-148.

مستوفی ، حمدالله، تاریخ گزیده، به اهتمام عبدالحسین نوائی، تهران1364.

مجمل التواریخ و القصص، به کوشش ملک الشعراء بهار، تهران، 1318.

مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، به کوشش پلا (Ch. Pellat)، 7جلد،بیروت، 1962-79؛ متن با ترجمه فرانسه، به کوشش P. de Courleille و C.B. de Meynard، 9 جلد، پاریس، 1861، تجدید طبع: طهران، 1970؛ ترجمه فارسی: ابوالقاسم پاینده، چاپ دوم، 2536.

مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، به کوشش هوار (C. Huart) ، 6 جلد، پاریس، 1919-1899؛ ترجمه فارسی: آفرینش و تاریخ، محمدرضا شفیعی کدکنی، 3 مجلد در یک جلد، تهران، 1374.

مینوی خرد، ترجمه احمد تفضّلی، چاپ 2، تهران، 1364.
بهار، مهرداد، پژوهشی در اساطیر ایران، تهران، 1362.

  
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٧