پیام شاهنامه: اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک

برگرفته از رادیو فردا

پیام شاهنامه: اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک

مهرداد سپهری

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ماه روز گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است که از وی به عنوان «برترین شاعر ملی ایرانیان» یاد شده است.

در ایران و چند کشور جهان، به همین مناسبت، مراسم و سخنرانی هایی برگزار می شود و ایران شناسان و پِژوهندگان شاهنامه، در باره این شاعر و شاهنامه اش مقالات پژوهشی و سخنرانی های بسیاری ایراد خواهند کرد.

رادیو فردا به همین مناسبت با  جلیل دو ستخواه ، شاهنامه شناس و پژوهشگر سرشناس متون اوستایی، مصاحبه ای انجام داده است .  


برگرفته از رادیو فردا

پیام شاهنامه: اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک

مهرداد سپهری

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ماه روز گرامیداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی است که از وی به عنوان «برترین شاعر ملی ایرانیان» یاد شده است.

در ایران و چند کشور جهان، به همین مناسبت، مراسم و سخنرانی هایی برگزار می شود و ایران شناسان و پِژوهندگان شاهنامه، در باره این شاعر و شاهنامه اش مقالات پژوهشی و سخنرانی های بسیاری ایراد خواهند کرد.

رادیو فردا به همین مناسبت با  جلیل دو ستخواه ، شاهنامه شناس و پژوهشگر سرشناس متون اوستایی، مصاحبه ای انجام داده است .  

 :رادیو فردا اهمیت شاهنامه، در شرایط فعلی ، برای ایران و ایرانیان، از نظر شما چیست؟

دکتر دوستخواه: اهمیت شاهنامه برای ما ایرانیان مثل آفتاب روشن است. منتهی برای اینکه کلی گویی نکرده باشیم باید تاکید کنیم روی اینکه شاهنامه از دو جهت برای ما بسیار مهم است و این اهمیت هیچ وقت کاسته نمی شود و همواره اگر بیشتر نشود کمتر نخواهد شد.

این دو جهت یکی مسئله زبان فارسی است، که بدون شاهنامه، ما در واقع تکامل زبان فارسی و رسیدن آن به جایی که امروز رسیده است را نداشتیم.

کارهایی که بعد از فردوسی شد و بزرگان ما کردند و بعد هم تمام مردم  ما  به این زبان سخن گفتند و نوشتند و کار کردند تا به مرحله کنونی رسیده، سرچشمه همه اینها فردوسی است.

دکتر جلیل دوستخواه

به گفته یکی از دانشمندان مصری که دردیدار با یک پژوهنده تاجیک، که به مصر رفته بود، و از آن استاد مصری پرسیده بود: «شما مصری ها که در روزگار باستان تمدن و فرهنگ بسیار کهنی داشتید، چطور شد که بعد از اسلام ، عرب شدید؟»

آن استاد مصری که بسیار آگاه بود، در جواب پژوهنده تاجیک می گوید:«علتش این بود که ما فردوسی و شاهنامه نداشتیم.»  

این پاسخ بسیار درخشانی بود و حکایت از آگاهی گسترده آن استاد مصری می کرد. درست گفته است، یعنی اگر ما ایرانیان هم حماسه سرایی و شاهنامه نداشتیم و « مرد عظیمی» مانند فردوسی ، این کار بسیار بسیار بی نظیر را نمی کرد، زبان اولیه ای که تا پیش از فردوسی بود و با آن بی بنیه گی، مانند انسانی که ضعف و بیماری دارد، رو به تحلیل می رفت و رویدادهای بعدی و تاخت و تازهای اقوام دیگر هم به ایران، به این امر کمک می کرد.

شاهنامه این رسالت را انجام داد و زبان فارسی از این بابت بسیار مدیون و بدهکار فردوسی و شاهنامه است .

نکته دوم این است که بدون شاهنامه، درواقع از فرهنگ، اسطوره ها و تاریخ کهن وباستانی ما هیچ مجموعه ای برای ما باقی نمی ماند؛ چون پراکنده بود و در پراکندگی هم بخصوص، وقتی که به صورت نظم در نیآمده بود و به این صورت درخشانی که الان در شاهنامه است در نیآمده بود، خیلی زود آن پراکنده ها از میان می رفت.  

ولی شاهنامه، یکجا، این گنجینه بزرگ اسطوره ها ، حماسه ها و تمام یادمان های فرهنگی بسیار کهن ما را در خود  جمع آوری  و برای ما ماندگار کرده است.

امروز از زن و مرد ایلیاتی و چادرنشین در بیابان ها و کوه ها، تا استادان دانشگاه ودانشجویان و مردم تحصیل کرده و فرهیخته ،همه اینها را می بینیم که به سهم خود با شاهنامه ارتباط دارند و از آن برخوردار می شوند وتاریخ و فرهنگ این ملت را از این طریق می شناسند.

در این پنجاه ساله اخیر روی شاهنامه کم کار نشده، متون فراوانی درباره شاهنامه شناسی و مباحث مختلف آن کار شده است. اما از دید شما چه بخش هایی از مفاهیم و مضامین شاهنامه مغفول مانده که نیاز به بازنگری و بازخوانی دارد؟     

دکتر دوستخواه: در مورد شاهنامه در دوره ما خوشبختانه در این چندین دهه پشت سر، کارهای بسیار درخشانی انجام گرفته که اگر بخواهم اینها را بشمارم وقت زیادی می گیرد.

فقط خیلی سریع اشاره می کنم که بزرگانی مانند زنده یاد شاهرخ مسکوب، استاد دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، دکتر محمد امین ریاحی، زنده یاد مجتبی مینوی و بسیاری دیگر، که برخی از آنها هنوز هم خوشبختانه در میان ما هستند و کارشان را ادامه می دهند.

  • بدون شاهنامه، درواقع از فرهنگ ، اسطوره ها و تاریخ کهن وباستانی ما هیچ مجموعه ای برای ما باقی نمی ماند؛ چون پراکنده بود.

جلیل دوستخواه

 از جمله یکی از بزرگ ترین ها، استاد دکتر جلال خالقی مطلق، که بهترین و کامل ترین ویرایش شاهنامه را ایشان عرضه کرده اند، که هم در خارج از ایران و هم در ایران، این کتاب با متن کامل شاهنامه و یادداشت های بسیار ارزشمند ایشان به تازگی به چاپ رسیده است.

بنابراین این کارهای زیادی انجام گرفته است، ا ما اینکه سوال کردید چه قسمت هایی مغفول مانده یا هنوز کار نشده و دست نخورده باقی مانده است؟

در این زمینه باید بگویم که حکایت «دریا» است. وقتی عده ای دریانورد رفتند و دریا را در نوردیدند و حاصل تجربیات خود را از این دریانوردی برای ما باز آوردند و نوشتند و بیان کردند، اگر بپرسید که چه قسمت هایی از دریا مغفول یا نادانسته و بررسی نشده، جواب این است که «دریا، دریا است.» 

همه این کارهایی که انجام گرفته بسیار درخشان است. مایه خوشحالی و سپاس است که این بزرگان این کارها را انجام داده اند.  اما «دریا، دریا است» و ذره ای اغراق نیست اگر بگوییم شاهنامه دریاست .

اینجا احساس میهن دوستی و علاقه ملی نیست که ما از روی تعصب بگوییم که شاهنامه دریاست، این را ماکه ایرانی هستیم تنها نمی گوییم، بزرگانی در غرب، بزرگانی که روی شاهنامه کار کرده اند، کسانی مانند «نولدکه» و «وولف» آلمانی و بزرگان دیگری که در دویست سال اخیر کار کرده اند .

به هر حال از شاهنامه مسکو که یک نسخه مفصل  نه جلدی از شاهنامه را آکادمی علوم شوروی سابق  سال ها پیش منتشر کرد تا آمریکایی ها که  چاپ اول نسخه شاهنامه استاد خالقی مطلق را منتشر کردند، می بینیم که سرتاسر کره زمین توجه شان به این امر معطوف بوده و هست.

 آیا شاهنامه به جز در میان ایرانیان، در میان سایر ملل فارسی زبان هم اهمیت خودش را حفظ کرده است؟   

دکتر دوستخواه: فوق العاده. یکی از درخشان ترین نمونه هایش تاجیکستان کشور همزبان و هم فرهنگ ما است.

هم در تاجیکستان و هم در ازبکستان و بقیه جمهوری های آن نواحی، حتی کهن تر از شاهنامه یعنی اوستا را هم با دقت و علاقه می خوانند.

دو چاپ از اوستایی که خود بنده گزارش کرده ام یکی در تاجیکستان و دیگری در ازبکستان انجام گرفت در همین سال های اخیر که به خط سیریلیک است.

در تاجیکستان می بینید که تندیس بسیار بزرگی از فردوسی نصب شده که بسیار زیباست . پیش از استقلال تاجیکستان  آنجا  پیکره لنین بود که یکی از شعرا در این باره گفت:«فردوسی شعر آفرین، استاده برجای لنین.»

کتابخانه ملی تاجیکستان را هم به نام فردوسی نامگذاری کرده اند. در افغانستان هم همین طور است و توجه بسیاری دارند به شاهنامه.

می دانیم که در محافل آکادمیک در کشورهای جهان، شاهنامه شناخته شده است و قدر آن دانسته شده مانند مسکو و همینطور در آلمان یا سایر کشورهای انگلیسی زبان. اما  لطفا کمی با جزییات بیشتر از اینکه  در میان ملل غیر ایرانی چقدر شاهنامه رسوخ و نفوذ داشته است، توضیح دهید؟

ا  دکتر دوستخواه لبته جای کار که همواره هست و هیچ وقت کار تمام نمی شود. اما هم از سوی ایرانیان و هم از سوی دانشمندان و ادیبان غیر ایرانی که متعلق به کشورهای دیگر بودند، کارهای زیادی انجام گرفته است .

  • همین جا در استرالیا، به تازگی به من خبر دادند که یک استاد موسیقی با یک ایرانی دارد قراری می گذارد و می خواهد که  چندین بخش از بخش های داستانی شاهنامه را به صورتی که هم متن آن مطرح باشد و هم روی آن موزیک ساخته شود، کار کند.

دکتر جلیل دوستخواه 

برای اینکه متوجه شویم تاکنون چه کارهایی انجام گرفته، یک کتاب کلیدی داریم که استاد ایرج افشار تالیف کرده اند بنام « کتاب شناسی فردوسی» و علاوه بر آنچه که به زبان فارسی و در داخل ایران هست، در این کتاب استاد ایرج افشار، فصلی هم دارد که کلیه کارهایی که در زمینه فردوسی و شاهنامه انجام گرفته و ترجمه هایی که شده به زبانهای گوناگون انگلیسی ،فرانسه، آلمانی، روسی و غیره و غیره... همه اینها را ایشان در این کتاب کلیدی بسیار مهم آورده اند.

  اگر کسی بخواهد بداند که در مورد فردوسی و شاهنامه، در بیرون از چارچوب زبان فارسی و خارج از محدوده ایران چه کارهایی انجام گرفته، کتاب آقای ایرج افشار کلید بزرگی است.

افزون بر این، دیدیم که خود دانشمندان غربی، در همین سال های اخیر دیدیم، چه کارهای درخشانی در مورد شاهنامه کرده اند. در  آمریکا چند نفر دانشمند شاخص در این زمینه کار کرده اند.

یکی از این کارشناسان دیک دیویس است که اصلا انگلیسی تبار است ولی الان استاد دانشگاه در امریکا ست و شاهنامه را به طور کامل ترجمه کرده است.

البته در مرحله اول داستان سیاوش را در یک جلد کوچک چاپ پنگوئن منتشر کرده بود .

ولی در این چند سال اخیر ایشان، متن کامل شاهنامه را ترجمه کرده و این متن درچندین قطع و چندین شکل در آمریکا و انگلستان به چاپ رسیده است.

همین جا در استرالیا، به تازگی به من خبر دادند که یک استاد موسیقی با یک ایرانی دارد قراری می گذارد و می خواهد که  چندین بخش از بخش های داستانی شاهنامه را به صورتی که هم متن آن مطرح باشد و هم روی آن موزیک ساخته شود، کار کند و حالا از بنده هم خواسته اند که در این زمینه سهم کوچکی داشته باشم . 

در پاریس برنامه ای را بر پایه شاهنامه، ایرانیان و فرانسویان به کمک همدیگر روی صحنه آوردند ، که الان فرصتی نیست جزییات آنرا بیان کنم، ولی در تار نمای ایران شناخت که تار نمای دفتر من است، شرح آن اتفاقی که در پاریس افتاد را در زمان خودش نوشتم. حدود یک ماه یا یک ماه ونیم پیش بود .

خبرهای زیادی در این زمینه، پیوسته از کشورهای گوناگون دریافت می کنیم و اینچنین است که شاهنامه خوشبختانه حتی در میان مردم عادی در کشورهای غرب هم غریب نیست .

اگر بخواهید پیام شاهنامه را، حرف و سخن و  جوهره  شاهنامه را در بیتی از ابیات فردوسی تا حدودی خلاصه ببینید ، آن بیت کدام است؟

دکتر دوستخواه : بله، شاهنامه کتاب حماسه ما ست و داستان های حماسی ملی ما، ولی درعین حال شاهنامه، گنجینه اندیشه و خرد هم هست و تنها کتابی است، در تاریخ فرهنگ بعد از اسلام ما ، که آغاز آن، به جای اینکه با نام پادشاه وقت شروع شود با نام دانش و خرد آغاز می شود:

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

این درواقع پیام شاهنامه، جدا از همه ارزش های دیگر و اسطوره ها و داستان هایی است که در این گنجینه بزرگ جمع شده است. پیام شاهنامه، آزادگی دانش و خرد است .

این بزرگ ترین پیام است و به طور خلاصه می شود گفت شاهنامه بربنیاد ستایش خرد، داد و مردمی و آزادگی استوار شده است و سطر سطر این اثر بزرگ پنجاه و چند هزار بیتی ، چه در متن داستان ها و چه انجا که خود فردوسی سخنش را می افزاید به دنباله یا سر اغاز این داستان ها، شما تار و پود شاهنامه را با خرد و دانش و آزادگی سرشته می بینید.

 البته پیام درخشان و بزرگ  اندیشه ور و فیلسوف باستانی ما زردشت را یعنی در سه واژه اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک خلاصه شده است ، شاهنامه فردوسی به صورتی گسترده و سراسر، همان را در همه داستان ها و ماجراهایش متبلور کرده و بیان می کند

روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت 1387  

  
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٦