'ظهور نوین سهراب'

برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 
اخیرا در تئاتر آکادمی و درام "ابولقاسم لاهوتی" شهر دوشنبه نمایش نامه جدیدی از روی اثر "شاهنامه" ابولقاسم قردوسی روی صحنه آمده است. این نمایش نامه را فیروز عمرف، هنرپیشه تاجیک تهیه کرده است.

فردوسی در صحنه تئاتر و سینمای تاجیک

از روی داستانهای "شاهنامه" بی زوال ابوالقاسم فردوسی در صحنه تئاتر و سینمای تاجیک اثرهای زیادی تهیه شده اند که بیشک با ارزش بلند بدیعی خود بار افتخار و شرف صنعت ملی تاجیکستان را افزون کرده اند.


برگرفته از خبرگزاری بی بی سی


 

 
اخیرا در تئاتر آکادمی و درام "ابولقاسم لاهوتی" شهر دوشنبه نمایش نامه جدیدی از روی اثر "شاهنامه" ابولقاسم قردوسی روی صحنه آمده است. این نمایش نامه را فیروز عمرف، هنرپیشه تاجیک تهیه کرده است.

فردوسی در صحنه تئاتر و سینمای تاجیک

از روی داستانهای "شاهنامه" بی زوال ابوالقاسم فردوسی در صحنه تئاتر و سینمای تاجیک اثرهای زیادی تهیه شده اند که بیشک با ارزش بلند بدیعی خود بار افتخار و شرف صنعت ملی تاجیکستان را افزون کرده اند.

 

بار نخست سال 1941 تئاتر تاجیک به "شاهنامه" رو آورده از روی نمایش نامه "ا. پیرمحمدزاده" و "و.والکنشتین"، کارگردان معروف تئاتر تاجیک "میتئوماون" نمایش "رستم و سهراب" را به صحنه گذاشت که آن سال 1941 در دهه ادبیات و فرهنگ تاجیک در شهر مسکو منظور تماشابینان گردید. اشعار فردوسی در موضوع جنگ و جهانداری، برای نفس و غرضهای ناپاک انسانی، قربان شدن فتوت و جوانمردی و امثال اینها در اجرای هنرمندان تئاتر تاجیک، دل تماشاگران را تسخیر نمود.

 

بعدا سینماگران تاجیک نیز به "شاهنامه" رو آورده و در سال 1961 فیلم "کاوه آهنگر" را به نوار گرفتند.

همینطور سال 1970 کارگردان معروف سینمای تاجیک "باریس کیمیاگرف "تهیه سلسله فیلمهایی را از روی داستانهای "شاهنامه" شروع کرد و اعتبار استودیوی "تاجیک فیلم" را با شاهکاریهای خود "داستان رستم" (1970)، "رستم و سهراب" (1971)، "داستان سیاوش" 1976 در سطح سینمای جهانی بلند برداشت.

تئاتر دولتی آکادمی و درام لاهوتی سال 1967 باز به "شاهنامه" توجه کرد و داستان "رستم و سهراب" را این دفعه از روی درام "غنی عبدالله" در تهیه "ف.ای.آلکساندرین" و "حبیب الله عبدالرزاقف" روی صحنه آورد.

در این بار هنرمندان ورزیده تئاتر عطا محمدجانف، هاشم گدایف (سهراب)، گرمینج ذوقیبیکف (رستم) خانم کمالاوا (گردافرید)، مریم عسی یوا(تهمینه) محمود طاهری (بارمان) ن. حسنف (مسقره باز)حبیب الله عبدالرزاقف (افراسیاب) توره خان احمدخانف (کاوس) نقشهای خود را در پایه استعداد و هنر بلند حرفهای اجرا کردند.

"شاهنامه" در اپرا و باله تاجیک

سال 1941 نخستین اپرای تاجیک در اساس داستانهای "شاهنامه" با عنوان "کاوه آهنگر" (لیبرتای ابولقاسم لاهوتی و موسیقی بالاسانیان) در صحنه تئاتر اپرا و باله صدرالدین عینی تهیه گردید.
("کاوه آهنگر" بعد "شورش واسع" دومین اپرای ملی تاجیک محسوب می شود که در روزهای دهه صنعت تاجیک در مسکو سال 1941 نمایش داده شد.)

گروهی رقصی این تئاتر در سال 1993 باله "سیاوش" را با موسیقی طالب شهیدی تهیه کردند.

 

در صحنه های تئاترهای مضافاتی (شهرستانها) نیز از جمله در تئاتردرام و موسیقی شهر خاروغ، تئاتر مضحکه- موسیقی شهر خجند موضوعهای قهرمانی و میهن پروری و جنگ و صلح از " شاهنامه" بی زوال فردوسی در سالهای مختلف انعکاس خود را یافته اند.

به موضوعهای تاریخی و فلسفه ای و حکمت بار "شاهنامه" سالهای آخر قرن گذشته هنرمندان "اهارون" (حالا تئاتر به نام محمدجان قاسمف) با رهبر هنرپیشه مردمی تاجیکستان، فرخ قاسم خیلی جدی مشغول شدند.

نمایشهایی از روی داستانهای "شاهنامه" تهیه کرده ایشان عبارتند از: "اسفندیار" (1992) و "شاه فریدون" (1997) با بار معنی و ارزشهای بدیعی و ایجادی خود که از ذوق و سلیقه بلند و هنر والای کارگردانی فرخ قاسم سرچشمه گرفته اند، از جمله بهترین دستاوردهای صنعت تئاتری تاجیک مسوب می شوند.

بازتاب موضوع جنگ و صلح تاجیکان توسط "شاهنامه"

نمایش "ظهور نوین سهراب" کار اولین فیروز عمرف در رشته کارگردانی است.

او برای تهیه متن در شکل نمایش نامه مکالمه ها و مونولوگها را از هر قسمت و داستانهای مختلف "شاهنامه" گلچین نموده است تا سوژه یگانه و مکملی مرتب گردد.

صحنه خیلی عادی و با اسلوب تئاتری آرایش یافته است. در آغاز صحنه خرابه زاری عبارت از پاره های پریشانی را می ماند. وقتی که سهراب وارد صحنه گشته و آن اشکال پریشان را به هم جمع می آورد، شکل کره زمین حاصل می گردد و در آن طرح قطعه ها، خشکی و آبها چون نقشه جهان به نظر می رسند.

 

واقعه ها در گرد همین زمین صورت می گیرند و تیز و تند می شوند. شاهان (افراسیاب و کاوس) جاه طلبان و منصب پرستان با غرضهای دنیا و ثروت خواهانه خود با کینه و عداوت این زمین، یعنی معادگاه و مقدسات بشری را پایمال و پاره می سازند.

به سهراب از غیب سروشی می رسد که دنیا را از کین و جنگ و نیروهای اهریمنی پاک ساخته، به نظام آرد:

از این بدکونش دیو روی زمین،
بپرداز و پرداخته کن دل ز کین
که اهرمن را به دست تو هوش
براید به فرمان یزدان بکوش!

سهراب چون از زبان ژندرزم، استاد و عموی خود می فهمد که زاده رستم است، عزم می کند که:

چو رستم پدر باشد و من پسر،
به گیتی نماند یکی تاجور.
جهان را همه سوی داد آورم،
چو از نام دادار یاد آورم!

 

قهرمانان با لباسهای زمان ما روی صحنه می آیند. عملیات و حالتهای مختلف در صحنه از واقعات اوایل دهه 1990، یعنی دوران جنگ شهروندی تاجیکستان را انعکاس می کنند.

قوه سوم، نیروی اهریمنی در سیمای بارمان همیشه روند آشتی و صلح را خلل دار می سازد.

نقش بارمان را که همه عملیات و واقعات صحنه را مرتب و سلسله بندی می کند، عسلبیک نظری یف اجرا کرده است.

او تجسم اهرمن است که بعضا برای عملهای ابلیسانه خود می خواهد یزدان را سببگار شمارد، گفتار و اندیشه های او گاهی چون دانشمند و فیلسوف، گاهی چون سیاست مدار و جامعه شناس روحیه اسیانی و یا تحلیلگرایی دارند.

ژندرزم خیر پیشه و دلاگاه با دسیسه او از دست قاتل زرخرید کشته می شود که این واقعه ننگین به خون ریزی و فاجعه های بعدی زمینه می گذارد.

 

این گونه اغواگریهای تاریخ نوین تاجیکستان در جنگ به اصطلاح "برادرکش" زیاد یاد دارد. نقش ژندرزم را قیام الدین چقلف طبیعی آفریده است.

نقش رستم را خود مولف و کارگردان نمایش فیروز عمرف جالب بازیده است. رستم او بسیار مرد متکبر و پرغروری است که جنگ و پیکار و پیروزی و دستبردها او را مغرور و خودپسند کرده اند. پرخاش نزاع او با شاه کاوس کینه ورز و دل سیاه در این پایه تیز و تند می شود.

شرف و آبرو به حدی چشمان رستم را نابینا و قلبش را سنگین و بیحس گردانده است که او مهر فرزند و گرمی دل سهراب را احساس نمی کند. مشاهده چنین حالت به بارمان سیاه دل لذت و کیفیت می بخشد:

همه بچه را باز داند ستور،
چه ماهی به دریا چه در دشت گور.
ندانم همه مردم از رنج و آز
یکی دشمنی را ز فرزند باز.

 

نقش سهراب در اجرای هنرپیشه جوان تئاتر ابراهیم لیاسف (و شیراز حلیمف) جوان پاک دل و نیک خواه و بسا ساده دل و ساده پنداری است. پاک طینتی و جوانی به او امکان نمی دهند که خوب و بد را شناسد، از اغوا و فتنه ها و دسیسه های اهرمنی آگاهی یابد.

پاکیزگی و خیرخواهی سهراب را قربانی راه عدالت می سازد. به عوض جان جوان او صلح و آشتی و رضایت جانبهای مخالف حاصل می گردد. کاوس و افراسیاب عهدنامه صلح را امضا می کنند و نوشباد می گویند و بزم می آراین، ولی بارمان-اهریمن باز هم زنده است و می گوید:

چنین است گردنده کار جهان،
که ماتم کند، سور هم در زمان!

نمایش و آفرندگان آن هشدار می دهند که در همه دور و زمان از اغواگران و دسیسه بازان و خودخواهان و دنیا پرستان سیاه دل که کینه و عداوت ایجاد می کنند، مقدسات بشری را قربان غرضهای ناپاک خود می سازند، مفهوم "جدایی انداز و حکمرانی کن" را شیوه فعالیت خویش قرار داده اند، احتیات باید کرد.

 

نقش افراسیاب و کاوس را ناصر حسنف و نورالله عبدالله یف اجرا کرده اند. صحنه جنجال و پرخاش ایشان در گرد زمین با دلیلها و تاریخ نیاکان، خود سفیدکنی و تحقیر همدیگر، صدا بلند کردن آنها نمایش را تیز و تند می گرداند.

نقش خچیر در اجرای هنرپیشه شناخته تئاتر عبدالمومن شریفف سیمای مردان "خانه شیر میدانغریب" لافزن و گزاف گویی است که با وابستگی و غرض جویی حقیقت و جوان مردی را خوار و حقیر می سازند.

یگانه قهرمانی که در نمایش برای افتخار وطن داری، صلح و آشتی و وحدت و هم گیرایی عزم و نیت نیک دارد، گیو است.

موسیقی آهنگساز معروف تاجیک طالب شهیدی به محتوی و شکل نمایش خیلی سازگار آمده است. صحنه نبردها و رقصهای جنگی با کوشش استاد رقص شیرعلی نصرالدینف بسا دیدنی و خاطرمان برامده است.

"ظهور نوین سهراب" روزهای 26 و 27 ژوئن در صحنه تئاتر به نام ابولقاسم لاهوتی شهر دوشنبه به نمایش درامد و از سوی علاقمندان هنر تئاتر گرم استقبال شد.

  
نویسنده : محسن قاسمی شاد ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧